






عکس های اعتراضی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر نسبت به حضور هاشمی جلوی شخص ایشان!
برچسبها:
این است پاسخ نه به آمریکا
این است پاسخ مرگ بر آمریکا
این است شعار ما
مرگ بر آمریکا
برچسبها:
باشگاه خبرنگاران: بازدید رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه هوافضای سپاه بازتاب گسترده ای در رسانه های منطقه و جهان داشت.
شبکه المیادین لبنان در پایگاه اینترنتی خود نوشت : رهبر ایران در جریان بازدید از تجهیزات نظامی این کشور با حمایت از سیاست خارجی و مذاکرات هسته ای گفت : انتظار دشمنان برای جلوگیری از برنامه موشکی ایران توقعی احمقانه است.
پایگاه خبری البوابه هم نوشت : رهبر ایران توقع غرب برای جلوگیری از برنامه موشکی ایران را احمقانه خواند.
پایگاه خبری-تحلیلی دبکا فایل نوشت : رهبر ایران از موضع غرب در قبال برنامه موشکی این کشور انتقاد کرد.
شبکه اسکای نیوز هم در خبری با اشاره به بازدید مقام معظم رهبری از نمایشگاه تجهیزات موشکی سپاه اعلام کرد : رهبر ایران پیش از مذاکرات هسته ای از دستاوردهای موشکی این کشور بازدید کرد.
پایگاه اینترنتی روزنامه صهیونیستی هاآرتص گزارش داد : رهبر ایران خواستار تولید موشک شد.
پایگاه خبری العهد اعلام کرد : امام خامنه ای در جریان بازدید از نمایشگاه دستاوردهای هوافضای سپاه تاکید کرد : نباید نیازهای کشور و مذاکرات به هم ربط پیدا کنند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد : "آیت الله علی خامنه ای"از سپاه پاسداران خواست به تولید موشک پرداخته و مذاکرات هسته ای را مکان مناسبی برای رایزنی بر سر برنامه موشکی و حل مشکل تحریم های اقتصادی نداست.
شبکه روسیاالیوم گزارش داد : رهبر ایران در جریان بازدید از نمایشگاه دستاوردهای هوافضای سپاه تاکید کرد : این نمایشگاه توان و انرژی ملت ایران را در میادین دشوار ثابت کرد.
شبکه الجزیره هم اعلام کرد : رهبر ایران توقع دشمن در محدود کردن برنامه موشکی این کشور را احمقانه توصیف کرد.
رادیو بین المللی فرانسه گزارش داد آیت الله خامنه ای انتظارات غرب در مورد محدود کردن برنامه موشکی این کشور را «ابلهانه و احمقانه» دانست.
برچسبها:
یک سناتور آمریکایی در واکنش به رونمایی از مدل ایرانی پهپاد RQ۱۷۰ آمریکا که بازتاب گستردهای در رسانههای دنیا داشت، آن را «شلوغکاری ایرانیها» و واکنشی از طرف ایران به تحریمهای آمریکا دانسته است.
سناتور جو لیبرمن، رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس سنا به روزنامه گاردین گفت: «برای آمریکا خوب نبود که این پهپاد در ایران به زمین افتاد و اینکه ایرانیها آن را گرفتند هم خوب نبود.»
وی افزود: «اما من در حال حاضر اعتماد ندارم که آنها بتوانند نسخهای عین آن را بسازند. ایرانیها در این باره شلوغکاری میکنند و این به خاطر تحریمهای اقتصادی ماه علیه آنهاست.»
این مقام آمریکایی تصریح کرد آمریکا از پهپاد RQ۱۷۰ برای بررسی برخی مناطق ایران استفاده کرده است: «ای پهپاد بسیار پیشرفته است و کمکهای زیادی در زمینه امنیت ملی به ما کرده است، اعم از اینکه، فکر میکنم از آن برای بررسی تمام نقاط ایران به ویژه مناطقی که ما بر پایه مستدلات فکر میکنم در آنجا فعالیت هستهای دارند، استفاده شده است.»
پهپاد فوقپیشرفته و رادارگریز RQ۱۷۰ غنیمتی و ساخت مدل بومی آن صبح روز یکشنبه با حضور آیتالله خامنهای فرمانده معظم کل قوا، سرلشکر فیروزآبادی، سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرلشکر صالحی و فرماندهان عالیرتبه ارتش و سپاه رونمایی شد.
اعلان این خبر به منزله آن بود که متخصصان نیروی هوافضای سپاه در مدت حدود دو سال توانستهاند، پهپاد فوقپیشرفته RQ۱۷۰ آمریکا را مهندسی معکوس کنند. ایران این پهپاد را در ۱۳ آذرماه سال ۱۳۹۰ شکار کرده بود.
برچسبها:
به گزارش تسنیم، در جریان بازید روز گذشته رهبر معظم انقلاب در نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه پاسدران انقلاب اسلامی، از موشکهای زلزال بارشی و هرمز ۱ و ۲ رونمایی شد.
موشکهای هرمز، به لحاظ شکل ساخت، نمونه مشابه موشکهای خلیج فارس هستند.
کارشناس نیروی هوافضای سپاه در گزارشی به فرمانده معظم کل قوا، جزئیاتی از نحوه عملکرد این موشکها را توضیح داد.
وی گفت: سال گذشته که شما تشریف آوردید نمایشگاه ما یک موشک خلیجفارس را تست کرده بودیم و به ۳۰-۳۵ متری زده بودیم، حضرتعالی فرموده بودید که وقتی به ۳۰-۳۵ متری زدید، میتوانید به ۱۰-۱۵ متری برسانید. حدودا ۶ ماه بعد ما هدفی که در دریای عمان گذاشته بودیم، هدف تقریبا یک صدم هدف واقعی بود که اهداف ما در دریای عمان ناو هواپیمابر هست. ما توانستیم آن هدف را مورد اصابت قرار دهیم. در حقیقت اهدافی که ما داریم که آمریکاییها هستند، اگر در برابر این قرار بگیرند راه خروج ندارند. دشمن یا باید مورد اصابت قرار بگیرد یا از منطقه دور شود.
کارشناس نیروی هوافضای سپاه میگوید: اگر بخواهیم باندهای فرودگاه را مورد اصابت قرار دهیم، تجهیزات پهن شده دشمن را هدف قرار دهیم، آمدیم از زلزال بارشی استفاده کردیم. یعنی زلزال بارشی به ۳۰ بمب ۱۷ کیلویی مجهز هستند که در فاصلهای از زمین اینها را روی سطحی از زمین که مورد انتظار ماست، پخش میکنند.
وی افزود: برای اینکه میخواستیم حجم آتش را بالا ببریم آمدیم یک سری لانچر دوتایی (برای موشکهای هرمز) درست کردیم. علاوه بر اینکه حجم آتش را بالا میبرد، پرسنل، عملیات و زمان عملیات را هم کمتر میکند و در واقع آماده به راهتر است نسبت به موشکهای تک لانچری.
برچسبها:
در بازدید فرمانده معظم کل قوا از نمایشگاه توانمندی های نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، «پهپادهای» ایرانی RQ۱۷۰ به همراه پهپاد RQ۱۷۰ آمریکایی غنمیتی به نمایش درآمد که همین نمایش شروعی خواهد بود بر کابوس جدید آمریکایی ها چراکه بنا بر اطلاعات کسب شده، سپاه پاسداران قرار است بر خلاف آمریکایی ها که از این هواپیما در حوزه اطلاعاتی و شناسایی استفاده میکنند، آن را در حوزه رزمی و به عنوان یک هواپیمای بمب افکن علیه ناوهای آمریکایی بکار بگیرد.
به گزارش فارس در جریان بازدید رهبر انقلاب از این پهپاد، یکی از مسئولان نیروی هوافضا طی توضیحاتی گفت: «آمریکاییها عمده مزیتهای هواپیماهای بدون سرنشین را روی این هواپیما متمرکز کردهاند که اگر اهم آن را بشماریم در درجه اول بحث اختفای آن است که اختفای راداری، رادیویی، حرارتی، صوتی، بصری و رسانهای را در حد بالایی در آن رعایت کردهاند.
در مرحله اول، بعد از اینکه پرنده به غنیمت گرفته و تسخیر شد ما اطلاع زیادی از معماری داخل، رایانه ها و دیگر اجزای آن نداشتیم. ولی به یکسری حافظهها و هاردهایی که در دسترس بود و میشد شناسایی کرد دسترسی پیدا کرده و سعی کردیم در مرحله اول این دادهها را بازیابی کنیم. شاید مشابه کاری که بعد از تسخیر لانه جاسوسی انجام شد و سعی کردند آن اطلاعات بازیابی شود اما این کار با چند تفاوت اصلی صورت گرفت.
ما در اینجا حتی جنس اطلاعات را نمیدانستیم که باید دنبال چه بگردیم. در اینجا بحث کُدینگ و رمز را داشتیم که به فضل خدا این مرحله را رد کردیم.
دیتایی که در این مرحله استخراج شد، شامل تصاویر ویدئویی و تصاویر فراطیفی بود که حجم زیادی از این اطلاعات را شامل میشد. اطلاعات این ۲ هارد کاملاً شناسایی شد.
مسیر پروازهای این هواپیما در ۱۳ مأموریت بوده که هم از افغانستان و هم پاکستان اطلاعات برداشته که اطلاعتش داخل کامپیوتر موجود است.
تدبیر فرمانده نیرو این بود که در کنار این کار، ما مهندسی معکوس را روی سختافزار این پرنده نیز انجام دهیم لذا پرندهای تعریف شد که RQ ایرانی است.
برای رسیدن به آن با توجه به پیچیدگی دینامیک پروازی بایستی یک پرنده با ابعاد کوچکتر تعریف میکردیم که ارزانتر و سادهتر باشد که این کار را انجام دادیم.
تستهای زمینی را هم انجام دادیم و انشاالله بعد از این نمایشگاه، تست پروازی آن نیز انجام میشود.»
این پهپاد ایرانی قادر خواهد بود کار شناسایی و رزم عمیق را نیز انجام دهد.
این درحالیست که آمریکایی ها از RQ۱۷۰ در حوزه شناسایی استفاده میکنند اما بنا بر ماموریت تعریف شده سپاه برای مدل ایرانی RQ، از این پهپاد به عنوان بمب افکنی رادارگریز علیه ناوهای آمریکایی استفاده خواهد شد.
بنا بر این گزارش، نمونه ۱۵درصد این پهپاد در هفته قبل، تست پرواز را با موفقیت پشت سر گذاشته و در سال جاری نیز نمونه ۴۰درصد و یک به یک آن به پرواز در خواهد آمد.
برچسبها:
برکناری تهیهکننده برنامه «سمت خدا» به عنوان پرمخاطبترین برنامه مذهبی تلویزیون در حالی صورت پذیرفت که تهیه کننده این برنامه علت وقوع این اتفاق و تغییرات بنیانی که در این برنامه در حال وقوع است را امر به معروف و نهی از منکرِ مدیران رسانه ملی عنوان کرد که ضرغامی و دارابی برنتابیدهاند و برخی مدیران سازمان راساً پیگیر تغییر این برنامه بوده است.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از تابناک، اگر پیگیر برنامههای شبکه سوم سیما شده باشید، در چند سال اخیر حداقل یک بار هنگام ظهر شاهد برنامه مذهبی متفاوتی بودهاید؛ برنامهای که لحن نرمی در این حوزه دارد و مخاطبانش نیز آهسته و پیوسته افزایش یافتهاند، به گونهای که هماکنون به عنوان پرمخاطبترین برنامه مذهبی تلویزیون در چند سال اخیر شناخته میشود اما نقدی که از زبان یکی از کارشناسانِ روحانی این برنامه مطرح شد، فضا را تغییر داد و منجر به برکنار تهیه کننده و کناره گیری مجری و کارشناسان سمت خدا شد اما این اتفاق چگونه به وقوع پیوسته است؟
سید عبدالمجید رکنی تهیه کننده این برنامه در گفتوگو با «تابناک» با اشاره به جایگاه این برنامه گفت: برنامه سمت خدا به عنوان پرمخاطب ترین برنامه مذهبی تلویزیون در جشنواره جام جم حضور داشت و طبق آمار ارائه شده توسط صداوسیما یک ششم مخاطبان تلویزیون به تماشای این برنامه مینشینند. از ابتدای این برنامه تاکنون که در حدود ۱۱۵۰ قسمت پخش شده نیز بنده به عنوان تهیه کننده حضور داشتهام و این برنامه نیز عین همه برنامههای صداوسیما ۹۰ قسمت، ۹۰ قسمت به درخواست صداوسیما تمدید شده و رضایت بالایی نسبت به «سمت خدا» وجود داشته است.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود این رضایت بالا، شاهد تغییر تهیه کننده بودیم، تاکید نمود: برکناری بنده به واسطه نهی از منکر آقای ماندگاری در ۱۴ فروردین بود که این تذکرات را در ۲۷ فروردین ماه در قالب نامهای که ایشان در برنامه خواند به آقای ضرغامی در قالب امر به معروف و نهی از منکر بیان کرد. تذکرات نیز به دو موضوع معطوف بود.
رکنی ادامه داد: تذکر نخست درباره پخش آگهی در برنامه کودک بود که خلاف نص صریح آیین نامه ۷۰-۲۵ صداوسیما است که تاکید دارد هرگونه تبلیغ در قبل، حین و بعد از برنامه کودک ممنوع است اما متاسفانه در صداوسیما به بهانه کسری بودجه شاهد این تبلیغات هستیم که کودکان را هدف گرفته است. تذکر دوم نیز درباره برگزاری مسابقات با جوایز غیرمتعارف است که مقام معظم رهبری در یازده آذر ۸۳ در دیدار با مسئولان صداوسیما صراحتاً فرمودند اینها بی منطقی است و منطقی نیست بابت پاسخ به یک سوال یک جایزه بزرگ بدهند و روحیه تلاش را میکشد و متاسفانه صداوسیما خلاف نص صریح سخنان رهبری همچنان این مورد خاص را انجام میدهد.
تهیه کننده سمت خدا متذکر شد: این تذکرات، بیان برخی از انتظارات حداقلی از مدیران رسانه ملی بود. آقای ضرغامی نیز دستور دادند که تبلیغات در برنامه کودک قطع شود اما رویه مسابقات مورد اشاره که تبلیغ برنج و نظایر اینها هم است، ادامه دارد. در مقابل دستور داده شد که تهیه کننده برنامه «سمت خدا» هم تغییر کند و این حداقل تاوان نهی از منکر است. کارشناسان برنامه و آقای شریعتی مجری برنامه نیز تاکید کردند که در صورت تغییر تهیه کننده ادامه نمیدهد. تهیه کنندگان همکار در شبکه سوم سیما نیز هریک به یکی از دو دلیل غیرحرفهای بودن چنین عملی و هم عقیده بودن و عرق دینی حاضر به پذیرش تهیه کنندگی سمت خدا نشدند و از خارج از شبکه تهیه کننده آوردند!
وی درباره علت مطرح شده برای برکناری اش گفت: گفته اند تمرد سازمانی انجام شده و پیش از انتقاد از صداوسیما در برنامه، باید با مدیران مکاتبه میکردید. مگر تلویزیون قبل از آنکه از دیگر دستگاهها انتقاد کند، با آنها مکاتبه میکند؟ نهی از منکر نباید در کشور ما هزینه داشته باشد، مگر آنکه دروغ باشد که در موارد فوق یکی مخالف نص صریح قانون بوده و دیگری نیز با نص صریح کلام رهبری در تضاد بوده و بنابراین کاملاً مشروع است. زمانی در رسانه ملی با آمر به معروف و ناهی منکر که انتقادی بسیار نرم را مطرح کرده چنین برخوردی میشود، در دیگر نهادها و سطح جامعه چه انتظاری میتوان داشت؟
رکنی در پاسخ به این پرسش «تابناک» که آیا این عمل خلاف قوانین صداوسیما بوده که مستوجب چنین برخوردی بوده، تصریح نمود: تنها اعتراضی که درباره غیرقانونی بودن شد، درباره پخش سخنان رهبری درباره مسابقات بود که نیازمند مجوز بود و اتفاقاً ما مجوز پخش این سخنان را نیز داشتیم ولی مدیران دقیقاً نمیدانستند این سخنان قرار است در چه بستری پخش شود. شاید بتوانم بگویم که برنامه «سمت خدا» قربانی تقابل رسانه برای سرگرمیِ صرف و رسانه در خدمت ارزشها شد که ظاهراً نگاه اول دار حال حاضر ارجحیت دارد.
وی درباره اینکه زمزمه شده که استعفاء دادهاید، گفت: بله ممکن است بگویند استعفاء دادم. بنده ۱۴ فروردین ماه که دستور عزلم را دادند و پشیمان شدند و دیدم چه نقشههایی می کشند، استعفاء دادم و استعفایم را هم نه به مدیران شبکه که برای شخص آقای ضرغامی نوشتم و دلیلی هم ننوشتم. تصورم این بود که ایشان بنده را میخواهد و علت را جویا میشود اما ایشان کوچک ترین واکنشی نداشتند. تصور کنید مثلاً آقای سیروس مقدم استعفاء دهد و بگوید پایتخت ۴ را نمیسازم، آیا آقای ضرغامی تماس نخواهند گرفت که چه شده است؟ این حداقل انتظار بود که درباره پربیننده ترین برنامه مذهبی رسانه ملی برآورده نشد.
رکنی درباره نقش معاونت سیما در وقوع این تغییرات تصریح نمود: پررنگ ترین نقش را این معاونت داشتند و بقیه پیاده نظام هستند. آقای دارابی روزی چند بار تماس میگرفتند که: «این رکنی را برداشتید یا نه؟» ایشان با آزادگی مخالف هستند و هیچ برنامهای نباید حریت داشته باشد و لذا برنامه شهیدی فر به همین دلیل قطع میشود و این روند خوبی نیست که ایشان در رسانه ملی پی میگیرد.
برچسبها:
این مطالب شرم آور را بخوانید تا ادامه را برایتان بگویم .
به گزارش تسنیم، پس از اظهار نظر بازیکنان و مسئولان تیم ملی فوتبال ایران درباره پیراهن بازیکنان، این موضوع به سوژه اصلی رسانههای ورزشی بینالمللی تبدیل شد.
نشریه «بیلد» آلمان در این باره نوشت: در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۱۴ (۲۶ خرداد) شاگردان کارلوس کیروش به دیدار نیجریه خواهند رفت ولی بازنده این دیدار نیجریه خواهد بود که پس از سوت پایان بازی دست خالی باید زمین مسابقه را ترک کند چون فدراسیون فوتبال ایران بازیکنان تیم ملی را از تعویض پیراهن خود با بازیکنان تیمهای دیگر در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل منع کرده است.
«بیلد» در ادامه نوشت: دلیل این ممنوعیت «شرمآور» برای کشوری که غنی از نفت است مشکلات مالی برای تهیه پیراهن بیشتر است. علی کفاشیان هم در توضیح این ماجرا گفت: ما نمیتوانیم در هر بازی به بازیکنانمان یک پیراهن بدهیم و بازیکنان باید در استفاده از پیراهن صرفهجویی کنند.
در ادامه این گزارش آمده است: بازیکنان و مربی تیم ایران از کیفیت این پیراهنها که تولید کمپانی پوشاک ورزشی «آل اشپورت» آلمان است ناراضی هستند. علیرضا حقیقی، دروازهبان ۲۶ ساله تیم ملی با یک متر و ۹۳ سانتیمتر قد با نارضایتی از کیفیت پیراهنهای ایران گفت که پیراهن سایز XL او پس از شسته شدن آب رفته است. البته کفاشیان در پاسخ به این موضوع گفت: بازیکنان نباید پیراهن خود را با آب گرم بشویند.
رسانههای دیگری هم همچون «رادیو پروگرام دلپرو» پرو و سایت «rionegro.com.ar» آرژانتین هم این موضوع را بازتاب دادهاند.
پیش از این بحث برگزاری اردوی آفریقای جنوبی با ۱۰ بازیکن و بدون حضور دروازهبان به سوژه رسانههای بینالمللی تبدیل شده بود.
خوب آقای کفاشیان این همه پول در کشور می رود به باد فنا به این و آن ولی انصافا به عنوان یک مدیر ورزشی خجالت نمی کشید .
جایی که باید برای آبرویمان دفاع کرد شما به جای قرار داد با مارک معتبر که باید باشد زیرا ما فقیر نیستیم که مارک دیگری را برداریم
تمامی تیمهای حاضر در مسابقات فقط از سه برند معتبر جهانی استفاده می کنند جز ایران . البته در جام جهانی 2006 آلمان مارک معتبری انتخاب شد ولی به خاطر لابی ها در فدراسیون فوتبال این آل اسپورت شش سال است بر ایران چمبره انداخته . چرا باید این لباس های کم کیفیت با تعداد محدود را برداریم . چرا باید در زمانی که در جهان رویداد های سیاسی فرهنگی و ورزشی تیمهای حاضر در جام در رصد جهانی است بی مهابا حاشیه سازی کنیم . چرا آل اسپورت را ما معروف کنیم . به جای معروفیت این مارک
و استفاده از لباس های گران بی کیفیت این شرکت بهتر نبود از شرکت های خودمان که کیفیتشان از زمین تا آسمان با آل اسپورت
فرق دارد استفاده کرده و مارک های ایرانی را معروف کنیم . کاری که فدراسیون والیبال کرد . لباس های والیبال ما تمام استاندارد های جهانی را دارد در حالی که همه می دانیم لباس های آل اسپورت را در ناصر خسرو سه هرزار تومان می فروشند . کفاشیان جان برای چه رفتی آلمان مستقیما با این شرکت قرارداد بستی . با پول نفت این مملکت چه می کنید . خدا کند کارهای بدبد نکنید
بهتر نیست حالا با انتخاب ال اسپورت این شرکت لباس زیاد و رایگان در ازای معروفیت به ما دهد . در ضمن تا آبرویمان نرفته فوری پیشنهاد می کنیم قرار دادتان را با آل اسپورت بعد از جام جهانی لغو کنید اصلا ما خودمون لباس برای تیم می دوزیم مارک هم به اسم شما اقای کفاشیان .
برچسبها:
پایگاه خبری انصارحزب الله - هفته پیش بود که حجتالاسلام محمدصادق صالحیمنش استاندار قم در سخنان خود در آیین افتتاح استودیوهای پخش زنده مسجد مقدس جمکران از نگرانی سیدحسن نصرالله از اوضاع در قم سخن گفت.
او این نگرانی را چنین بیان داشت: برادر عزیزم سیدحسن نصرالله هفته گذشته هیئتی را فرستادند و من پذیرای ایشان بودم و از من خواستند که برخی از شبکههای ماهوارهای که از قم تغذیه میشوند، کنترل شوند و گلهمند بودند که چرا چنین زمینهای در قم فراهم شده است تا برای ایشان مشکل ایجاد شود.
تغذیه، پخش و ادامه فعالیت برخی شبکههای ماهوارهای از قم اگرچه مسئله جدیدی نیست اما اعلام رسمی این نکته از زبان بالاترین مقام دولتی در قم خود معنای دیگری دارد.
چه اینکه پیش از این شاهد بودیم که شبکه ماهوارهای «اهلبیت» توسط فردی به نام حسن اللهیاری در قم تاسیس شد اما توهینهای او به اهلتسنن آنچنان گسترش یافت که وی را از ایران و قم اخراج کردند.
او نیز این روزها به واشنگتن و به دامان سردمداران سیاست «تفرقهانداز و حکومتکن» رفته است تا اختلافاندازیهای خود را در آمریکا ادامه دهد.
اما در قم شبکههای دیگری هم یا تاسیس و یا اداره و یا تغذیه فکری میشوند که برخی از آنها کم و بیش همان مشکل شبکه «اهلبیت» را دارند.
بنابر اطلاعات موجود بر روی ماهوارهها ۱۱ شبکه شیعی مختلف به زبان فارسی در حال فعالیت است و در کنار آنها شبکههای مختلف عربی و انگلیسی نیز فعالیت میکنند که در این میان شبکههای عربزبان آنها بیشتر از دیگر شبکههاست.
در این میان برخی از این شبکهها از قم تغذیه و تولید برنامه دارند که موجب نگرانی بسیاری از جمله سیدحسن نصرالله شده است که بر اساس اطلاعات به دست آمده از جمله آنها شبکه «امام حسین(ع)» به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی است که مرکزیت آن در کربلاست اما برنامهسازیهایی نیز در واشنگتن و قم دارد چه اینکه چندی پیش رئیس دفتر این شبکه در قم به دلیل ترویج قمهزنی برای مدتی بازداشت شد.
این شبکه یکی از مهمترین شبکههایی است که توسط «موسسه فرهنگی رسول اکرم(ص)» وابسته به یکی از مراجع تقلید ساکن قم به روی آنتن میرود.
شبکه امام حسین(ع) در یکی از مهمترین اقدامات خود سال گذشته «هفته برائت» را به مناسبت عید خرافی موسوم به عیدالزهرا از نهم ربیع الاول لغایت ۱۹ ربیعالاول تبلیغ کرد؛ دههای که تماما همزمان با «هفته وحدت» تاسیس شد تا لعن بزرگان و نمادهای اهلسنت را جایگزین تلاش برای وحدت زیر سایه نام مبارک حضرت محمد(ص) بکند.
سایت رسمی شبکه امام حسین(ع) با اعلامیه «هفته برائت»
شبکه دیگری که از قم تغذیه فکری میشود شبکه «سلام» است که دو شبکه مجزا به این نام وجود دارد و علیرغم آنکه این شبکه در کالیفرنیا به ثبت رسیده است در مشهد و اصفهان دارای دفاتر رسمی است.
دیگر شبکه از این زنجیره شبکهها، شبکه «ابالفضل العباس» است که علیرغم اینکه مرکزیت آن معلوم نیست اما در سایت این شبکه به صراحت به داشتن دفاتری در مشهد، قم، اصفهان و تهران اشاره شده است و اکثر راههای ارتباطی این شبکه در فضاهای مجازی موبایلی اعم از واتسآپ، وایبر و ... با کد ۰۰۹۸ متعلق به ایران معرفی شده است.
سایت رسمی شبکه ابالفضل العباس و شماره تلفن دفاتر آن در ایران
شبکه دیگر در این زمینه «شبکه مدرسه جهانی امام صادق(ع)» است که در سایت رسمی آن به صورت رسمی از قم به عنوان دفتر مرکزی یاد شده است و در اساسنامه آن این شبکه که در آن دروس حوزوی ارائه میشود زیر نظر و حمایت شبکه جهانی امام حسین(ع) که پیشتر درباره آن سخن گفته شد معرفی شده است چه اینکه در اساسنامه آن آمده است: این مدرسه در ربیع الثانی سال ۱۴۳۱ توسط شبکه جهانی امام حسین «علیه السلام» پیشنهاد شد ...
بنابر این گزارش این در حالی است که بنابر اطلاعات موجود شبکههای «بقیع» و «مرجعیت» به زبان فارسی و همچنین شبکههای الانوار ۱ و ۲ به زبان عربی دارای دفاتری در قم هستند که همه این شبکهها که نام آنها برده شد توسط «موسسه فرهنگی رسول اکرم(ص)» وابسته به یکی از مراجع ساکن قم هدایت میشود.
حضور این شبکهها در ایران و در قم که اکثر آنها در خارج از ایران و چهبسا در آمریکا و انگلستان ثبت شدهاند در حالی است که چندی پیش مقام معظم رهبری از اقدامات موهن علیه اهلسنت ابراز ناخرسندی کرده و فرمودند: نباید کینهورزیهای مذهبی را زیاد کرد؛ این را چقدر باید تکرار کرد؟ بارها تکرار کردهایم؛ بعضی حاضر نیستند [گوش کنند]. شما اگر بخواهید آن کسی را که موافق مذهب شما نیست و عقیدهی حقّ شما را قبول ندارد هدایت کنید، چه کار میکنید؟ اوّل شروع میکنید به مقدّسات او بدگویی کردن و دشنام دادن؟ اینکه بکلّی او را از شما دور خواهد کرد و امید هدایت او را به صفر خواهد رساند.(۳۱/۱/۹۳)
ایشان پیش از این مهری پایانی بر تسامح با افراطیون شیعه زدند و فرمودند که « از آن طرف هم یک عدّه مزدور را به راه بیندازند که برای این آتش هیمه فراهم کنند، بنزین روی آتش بریزند؛ که میبینید، میشنوید، یا خبر دارید. وسائل ارتباط جمعی و رسانه در اختیار اینها میگذارند؛ در کجا؟ در آمریکا! در کجا؟ در لندن! آن تشیّعی که از لندن و از آمریکا بخواهد برای دنیا پخش بشود، آن تشیّع به درد شیعه نمیخورد.»(۲۰/۶/۹۲)
حال با توجه به مجموع این نگرانیها از سوی مقام معظم رهبری و سیدحسن نصرالله و با توجه به اینکه مسئولان جمهوری اسلامی هنگامی که متوجه اقدامات خلاف شرع اینگونه شبکهها شدهاند آنها را همچون شبکه «اهلبیت» تعطیل کرده و از کشور اخراج کردهاند و با توجه به اشاره استاندار قم مسلما در آینده خبر بسته شدن این شبکهها در ایران را خواهیم شنید.
و نکته پایانی که باید به آن توجه کرد ضرورت همکاری ایران با برخی دیگر از کشورهای منطقه از جمله عراق، افغانستان و هند برای جلوگیری از ادامه کار برخی از شبکههای تندروی شیعی در این کشورهاست که میتواند از سوی سازمان صداوسیما و همچنین اتحادیه بینالمللی رادیو تلویزیونهای اسلامی دنبال شود.
منبع:فارس سجاد اسلامیان
برچسبها:
پایگاه خبری انصارحزب الله - کامران دانشجو را با حمایتهایش از احمدینژاد، سرشاخ شدن با غول هفت سر دانشگاه آزاد و خارج کردن مدیریت این دانشگاه از سیطره ۳۰ ساله جاسبی و تیمش، انتصابهای جنجالی و انتقادات تند و تیز اصلاح طلبان از وی میشناسیم. اما بدون شک مهمترین موضوعی که در ایام وزارت دانشجو رقم خورد، ورود جدی او به مسئله دانشگاه آزاد بود؛ اتفاقی که باعث تغییر اساسی معادلات دانشگاه آزاد و مشخص شدن تکلیف این نهاد بزرگ آموزشی کشور برای نخستین بار بعد از انقلاب شد.
به این بهانه با کامران دانشجو به گفتگو نشستیم؛ او هم سنگ تمام گذاشت و ناگفتههایی را گفت از احمدینژاد، دوران وزارتش، دانشگاه آزاد و ...
***
ابتدا تشکر می کنیم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. آقای دکتر، برای ورود به بحث، می خواهم نظرتان را جویا بشوم در رابطه با سخنان آقای هاشمی رفسنجانی درباره دانشگاه آزاد.
اول باید درباره برخی کارهایی که درباره دانشگاه آزاد در زمان بنده انجام شد، توضیحاتی بدهم؛ اول اینکه دانشگاه آزاد از اریکه قدرت یک خانواده بودن خارج شد و تبدیل به دانشگاهی مثل سایر دانشگاه ها شد. دانشگاه آزاد از این که به آن به عنوان اموال یک خانواده نگاه شود به اموال ملت تبدیل شد. دانشگاه آزاد از ریاست دائم العمر بر اساس سلیقه یک نفر به ریاست انتخابی آن هم چهار سال یک بار توسط شورای انقلاب فرهنگی تبدیل شد.
این ها کارهایی است که قدم به قدم با آن مبارزه شد و برایش مانع ایجاد می کردند. اما نهایتا دانشگاه آزاد از انحصار عده ای خارج و در قاعده قانونی شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت. حالا یک عده می آیند این قضیه را با حسینیه ارشاد مقایسه می کنند و خدای نکرده نظام ما را با نظام طاغوت مقایسه کنند، این ها حتی اگر مثال هم هست مثال های خیلی بدی است که آقایان می زنند. اتفاقا مقایسه دانشگاه آزاد و حسینیه ارشاد کاملا اشتباه است. چون شما آن زمان حسینیه ارشاد را می خواستید برای این که در خدمت ملت باشد. چون آن رژیم، رژیمی بود که در خدمت منافع خودش بود. ولی در دانشگاه آزاد ما به دنبال این بودیم که در خدمت ملت باشد، در حالی که عده ای می خواستند در خدمت منافع خودشان باشد و اتفاقا الحمدلله که نظام چنین اقتداری داشت که توانست چنین کاری بکند و این انحصار را بشکند. تابوهایی در این زمینه شکسته شد که سی سال نمی گذاشتندشکسته شود. شکسته شد تا به پویایی بیشتر همان دانشگاه آزاد بیانجامد.
در مسیر انحصارزدایی از دانشگاه آزاد چه کارشکنی هایی علیه این اقدام انجام شد؟
مرحله به مرحله کارشکنی شد. مثلا در مرحله انتخاب رییس جدید، بیش از ۲۷، ۲۸ گزینه را پیشنهاد کردند و فرزند یکی از اعضای هیئت امنا بدون اطلاع بنده که وزیر بودم اطلاع داده بود تا در جلسه ای بیایند و برنامه خود را ارائه کنند. حدود هفت ، هشت نفر آمدند و برنامه را ارائه دادند. چون همه نیامده بودند ، گفتند باید دوباره جلسه بگذاریم تا همه باشند. ما گفتیم شاید تا چند ماه دیگر نتوانیم همه را جمع کنیم. این کارها را می کردند که زمان بخرند. یا قول هایی را می دادند و هفته بعد زیر قولشان می زدند و بعد می گفتند نظرمان عوض شده است. حتی رییس هیئت امنای دانشگاه آزاد در جلسه ای به بنده گفت که تو یک "کُشتی سیاسی" را با ما آغاز کرده ای.
اما به هرحال این مهم بود که رییس دانشگاه آزاد عوض شد و رییس جدید به تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و این یک روال همیشگی شد؛ الان هم برای آقای میرزاده همین روال پیاده شده و مدت محدود برای ریاست دارند.
من نمی دانم چگونه است که حکومت ۳۰ ساله چند خانواده براموال دانشگاه آزاد غصب محسوب نمی شود اما ریاست شخصی که در فرآیند قانونی توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تایید شده، غصب به حساب می آید؟!
اصلا مال چه کسی بوده که غصب شده؛ اگر برای نظام است که خود نظام تصمیم لازم را درباره آن گرفته است اما این ها به دنبال این بودند که دانشگاه مال ماست، در حالی که زمین های دانشگاه آزاد از بودجه بیت المال تامین شده اند.
اما به قول معروف "آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت"؛ دانشگاه آزاد دیگر برای مردم است و شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره ریاست آن تصمیم گیر است. حالا اگر شما در آن شورا لابی می کنید، آن بحث دیگری است. در جاهای دیگر هم ممکن است لابی صورت بگیرد. ولی به هرحال دیگر این برای نظام است و از اریکه یک خاندان خارج شده و نمی تواند ریاست بی ضابطه و بر مبنای علایق شخصی یک فرد به مدت سی سال داشته باشد. آیا این غصب است؟ من نمی دانم این تکبر شاهانه از کجا نشئت می گیرد؟!
البته بی انصافی است که این نکته را درنظر نگیریم که خدمات دانشگاه آزاد و آقای جاسبی در طی سی سال کم سابقه است و دانشگاه آزاد مانند فرزندی بوده که از کودکی به جوانی رسیده است. اما این تغییر روال هم نیاز نظام و انقلاب بود.
جالب است که می گویند مدیریت دانشگاه آزاد از دست کسی که بنا به تکلیف در آن جا بود خارج شد و به کسی رسید که با علاقه به مجموعه آمده است. این ها به خاطر نگاه متکبرانه ای که دارند نمی فهمند که بالاترین عشق و علاقه، علاقه به تکلیفی است که فرد انجام می دهد. همه بچه هایی که به جبهه رفتند عشق به انجام تکلیف داشتند.
آقای دکتر شما در سال های وزارت خود گام هایی برای تحقق هدف اسلامی شدن دانشگاه ها برداشتید اما با موانع متعددی رو به رو بودید. حتی فکر می کنم در آن ایام، رییس جمهور از شما حمایت کافی را نکرد.
باید عرض کنم که آقای دکتر احمدی نژاد از بنده حمایت کرد. اما مسئله این است که من مثلا یک سطح حمایت بالایی را نیاز دارم. ولی ایشان در سطحی پایین تر حمایت کرد. به نظرم، شما به آن نامه رییس جمهور درباره تفکیک جنسیتی اشاره دارید. شب قبل از آن نامه، ایشان با من صحبت کردند. من داشتم همراه هیاتی به عراق می رفتم. شب تلفنی با من صحبت کردند و نظرات شان را درباره طرحی که در زمینه تفکیک جنسیتی در وزارت علوم ابلاغ شده بود به بنده گفتند. بعد ایشان گفتند فردا هم نامه ای در این زمینه برایت می فرستم. من گفتم دیگر چرا نامه می دهید؟ هر صحبتی هست اکنون بگویید. یا حداقل صبر کن که من تا پس فردا از عراق برگردم و بیشتر با هم صحبت کنیم و بالاخره به یک جمع بندی می رسیم و آن را من اجرا می کنم.ایشان نپذیرفت و من فردای آن روز در عراق متوجه شدم ایشان نامه ای به بنده داده اند و در آن گفته اند روش های شما علمی نیست. من هم در پاسخ نامه ای نوشتم و در آن نوشتم که سعی میکنم روش هایم را علمی کنم. روش هایی را به کار ببرم که هم شما و هم مراجع بپذیرید. به هرحال من دینم را از مراجع می گیرم نه از آقای x و y.
این نوع عملکردها از دکتر احمدی نژاد بی سابقه نبود. اکنون که حدود یک سال از مسئولیت شما در وزارت دولت احمدی نژاد می گذرد. در تناسب با دولت جدید، به احمدی نژاد چه امتیازی می دهید؟
به نظرم احمدی نژاد در طول هشت سال کاری کرد که در سی سال اینده من قائل نیستم هیچ رییس جمهوری بتواند انجام دهد. در بیست و هفت سال گذشته قبل از اقای احمدی نژاد هم نتوانستند بکنند . واقعا نمی توانند . احمدی نژاد به قدری انرژی داشت که قابل وصف نیست. احمدی نژاد بین مردم بودن را دوست داشت داشت با مردم بودن را دوست داشت نه بر مردم مسلط بودن را . اگر یک عده ای که اطراف ایشان قرار گرفتند و ایشان را استحاله کردند اجازه می دادند، احمدی نژاد اسطوره تاریخ ایران می شد. اتفاقا عده ای این را خوب فهمیدند و نگذاشتند که وی اسطوره شود. نگذاشتند به عنوان یک الگوی خدمت ، یک الگوی اجرایی اسطوره بشود. از اول هم یک عده میخواستند کارهای اجرایی ایشان رو لوث کنند. طرح هایی مثل مسکن مهر و ... را. دیدند این کار جواب نمی دهد. واقعیت همین بود که نوع فعالیت اجرایی احمدی نژاد این گونه بود که به دل می نشست. پس کارهای اجرایی ایشان را گذاشتند کنار و شروع کردن به حواشی پرداختن. عده ای از اطرافیان احمدی نژاد هم به این حواشی دامن زدند. دو سه سال آخر همه به اضافه دو سه نفر اطرافش با هم جمع شدند که احمدی نژاد اسطوره نشود. بعدا بالاخره خدا کند همه عاقبت به خیر بشوند.
به نظر شما می توان به احمدی نژادی منهای همین دوسه نفری که می فرمایید امید داشت؟ از این منظر می پرسم که عده ای معتقدند هنوز می توان برای ایستادن برابر جریان تمامیت طلب اصلاح طلب به احمدی نژاد نگاه داشت؟
البته من قائل نیستم که فقط احمدی نژاد می تواند جلوی این ها بایستد. منظور از ایستادن رقابت سیاسی است دیگر. همین دولت هم نیاز به آسیب شناسی دارد. به هرحال همه ما وظیفه داریم که اکنون که این دولت مشغول به کار است سعی کنیم شرایطی ایجاد کنیم که دولت بتواند خدمات رسانی مناسب تری را انجام بدهد. اما از نظر رقابت سیاسی میگویم.
ببینید در این انتخابات همان اتفاقی بر اصولگرایان افتاد که در شورای دوم بر اصلاح طلبان رفت. چطور شد که آقایان نیامدند یک نفر را انتخاب کنند. هر کس فکر کرد خودش رییس جمهور است و رقیبی در اصلاحات نمی دید. مردم هم که می بینند این ها به خودشان می پرند و سر همدیگر را می تراشند. این یک اشتباه تاکتیکی بود. از این اشتباه باید درس بگیریم و سعی کنیم که منسجم باشیم. سال ۸۴ هم، اصولگرایان نتوانستند به وحدت برسند.
پس می توان گفت شما بیش از احمدی نژاد به ظرفیت اصولگرایان برای رقابت با جریان کارگزار و اصلاح طلبان امیدوارید؟
من خودم را در دایره اصولگرایی تعریف می کنم. التبه آن اصول گرایی را که شاخص هایش را حضرت آقا تعریف کردند. بالاخره این جناح های سیاسی که وجود دارد من خودم را در جناح اصول گرا تعریف می کنم و بسیار هم خوشحال هستم و به آن افتخار می کنم. به اعتقاد من اصول گرایی و بزرگان اصول گرایی باید بنشینند. بزرگان رده دارند دیگر. مثلا فرض بفرمایید آقای قالیباف و حداد و ولایتی دور هم بنشینند و بعد بگویند یکی از ما برود جواب نمی دهد.همه این ها بزرگانند. اما وقتی من می گویم بزرگان بنشینند منظورم بزرگان جریان های اصولگرایی مثلا جامعتین هستند. یک زمان وقتی جامعتین حرفی می زد حرف آخر بود . الان هم وقتی جامعتین حرف میزنه باید حرف آخر باشه . هر وقت این شد ما مسیر خودمان رو پیدا میکنم . باید مسیر درست را پیدا کنیم نه مسیر سلیقه ای را و نه تکلیف سلیقه ای را. جالب است همه تکلیف را در این می بینیم که [به عرصه] بیاییم. هیچ کس نمی گوید که گاهی نیامدن هم تکلیف است. گاهی انجام ندادن کاری تکلیف است همیشه که فقط آمدن تکلیف نیست . اگر این بشود من فکر می کنم اصول گرایی می تواند منشا خدمات موثرتری برای جامعه باشد.
به نظر شما آیا می توان احمدی نژاد که خود را خارج از دایره اصولگرایی تعریف می کند را به اصالت خود بازگرداند؟
احمدی نژاد جایی نرفته که بخواد برگردد. [خنده]
اما از یک جایی به بعد احمدی نژاد اعتقاد پیدا کرد که من همان مشایی هستم. و راه خود را از سایرین جدا کرد.
بله.اقای احمدی نژاد روزی در جلسه هیئت دولت فرمودند من مشاییم و مشایی منم . من آن جا دستم را بلند کردم و گفتم : من قائل به این نیستم که مشایی شما هستید .خیلی علنی گفتم که من اصلا قائل به این نیستم که مشایی شماست . مشایی هیچ وقت احمدی نژاد نیست، هیچ وقت احمدی نژاد نیست و ادبیات احمدی نژاد با ادبیات مشایی متفاوت است . ادبیات مشایی با ادبیات احمدی متفاوت است خلقیات مشایی با خلقیات احمدی متفاوت است. مردم داری مشایی با مردم داری احمدی نژاد متفاوت است . و حتی الگوی اجرایی احمدی نژاد با مشایی متفاوت است .انرژی احمدی با انرژی مشایی متفاوت است تحرک احمدی نژاد با تحرک مشایی متفاوت است .زکاوت احمدی نژاد با ذکاوت او متفاوت است . با این همه تفاوت چطور مشایی میتواند احمدی نژاد باشد . ایشان گفت من دارم این را می گویم. گفتم حتی خودتان هم این را بگویید ولی این نیست عزیزمن .
نگاه مردم به اقای احمدی نژاد به نگاه مردم به اقای مشایی متفاوت است. نگاه بچه حزب الله ها به اقای احمدی نژاد با نگاه آن ها به مشایی متفاوت است. نگاه حزب الله به احمدی نژآد، نگاه توده مردم به احمدی با نگاه توده مردم به مشایی متفاوت است .احمدی نژاد از جنس مردم بود از جنس مردم هست. نگاه مردم به احمدی نژاد از جنس خودشان بود این نگاه با نگاهی که به مشایی دارند متفاوت است. احمدی نژاد را کسی نظریه پرداز نمی خواست. کسی به احمدی نژاد نظریه پرداز رای نداد. مردم به احمدی نژادی رای داد که حرف دل آن ها را می زد . کسی که می گفت من برای شما نوکری میکنم. احمدی نژاد نیامده بود که برای مردم انسان کامل را تبیین کند . مردم به احمدی نژادی رای ندادند که بیاید دو ساعت سخنرانی در رابطه فلان موضوع فلسفی بکند.
البته من هم هنوز احمدی نژاد را دوستش دارم و هم به او احترام می گذارم. به خاطر کارهای اجرایی که کرد.و امیدوارم که بالاخره بتواند باز همان احمدی نژادی که ما می شناختیم بشود.همان احمدی نژادی که ملت می شناخت. همان احمدی نژادی که الگویش الگوی مناسبی باشد.
آقای دکتر نکته آخر یا حرف دلی در پایان فرمایش تان دارید؟
بعضی نعمت ها را انسان دارد اما قدرش را نمی داند. مثل سلامتی که تا وقتی داری قدرش را نمی دانی. به محض این که از دست می رود قدرش را می دانی.اگه یک دولتی آمد و که اعلام کرد و عملا هم شما دید که درد دین دارد سعی کنید کمکش کنید .سعی کنید مسیرش را هموار کنید . انتظار است که جامعه ما آرمان خواه و آرمان گرا باشند. اما بد نیست به واقعیت ها هم نگاه کند و منطقی باشند.
اگر به عنوان یک آرمان گرا مطلبی را بگوییم که با واقعیت فاصله دارد، خدشه به شخصیت و آبروی انسان هاست. این که کامران دانشجو را در کلیپی با یک زن در آسانسور بالا و پایینش کنی و بعد بگویند در آن کلیپ کذایی شما در آسانسور بودی! آخر چنین چیزی به من می خورد؟ این است که می گویم قدرت تحلیل سیاسی باید بالا برود. حالا مثلا من در این باره باید وقت و نیرو بگذارم و بگویم این قضیه صحت ندارد ؟! جالب این است که در این قضیه نیروی انتظامی رفته بود گوش وبینی و شکل شناسی و ... و نهایتا گزارش از نیروی انتظامی به دست من رسیده بود که شخص حاضر این کلیپ به هیچ عنوان شما نیستی! من گفتم چه خوب شد که مرا از شک و شبهه بیرون آوردی!واقعا خداوند عاقبت همه ما را به خیر کند.
منبع:خبرگزاری دانشجو
برچسبها:
سرانجام علیرغم کارشکنی های متعدد جهت برگزار نشدن همایش «دلواپسیم»، عصر روز شنبه ۱۳ اردیبهشت ۹۳ لانه جاسوسی سابق میزبان منتقدان توافقنامه ژنو بود، همایشی که از ساعتی قبل از آغاز آن، ظرفیت صندلی های سالن اش تکمیل شده بود و حتی در راهروهای جانبی سالن نیز دیگر جایی برای سوزن انداختن وجود نداشت و همین مساله خیلی ها را مجبور کرد تا با حضور در اطراف سالن و از طریق ویدئو پروژکتور برنامه را دنبال کنند.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از رجانیوز، بدون اغراق این برنامه را باید بزرگترین گردهم آیی منتقدان ژنو طی چند ماه گذشته تاکنون دانست، همایشی که قرار بود ساعت ۱۶.۳۰ در سالن سیدالشهدای میدان هفتم تیر برگزار شود اما به علت فشارهای برخی مسئولان دولت، در آخرین ساعات مانده به آغاز برنامه اعلام شد چنین اجازه وجود نخواهد داشت و مسئولین برنامه نیز به ناچار این همایش را به چند صد متر آن طرف تر یعنی مجمتع ۱۳ آبان یا همان لانه جاسوسی سابق انتقال دادند.
اما این برنامه حواشی متعددی داشت که اهم آن را به روایت خبرنگار رجانیوز می خوانید:
*از چند صد متر مانده به درب لانه جاسوسی، از حجم افرادی که در پیاده رو و خیابان طالقانی راهی درب اصلی مجتمع ۱۳ آبان هستند، می شود حدس زد که قرار است یک همایش بزرگ در این مکان برگزار شود. این را از تعداد زیاد ماشین ها و موتورهای پارک شده اطراف آنجا نیز می توان فهمید.
* برای ورود به لانه جاسوسی نیاز نیست کسی مسیر تا سالن را به شما نشان دهد، کافی است پشت سر جمعیت روانه به سمت سالن «بصیرت» حرکت کنید تا خود به خود به درب اصلی سالن برسید اما از آنجایی که زودتر از شما افراد بسیاری آمده و پشت درب مانده اند، تنها راه، تحمل شرایط و دنبال کردن برنامه از طریق ویدئو پروژکتورهای اطراف سالن است.
* البته ماجرا برای خبرنگاران کمی فرق می کند و وقتی کمی زمان می گذرد، می شود تنها با کارت خبرنگاری وارد سالن شد تا شاید در کنار سن یا درب ورودی، جایی برای ایستادن پیدا کرد. اولین چیزی هم که هنگام ورود به سالن احساس می شود، دمای بالای هوا و شرجی بودن آن است که باعث می شود به فاصله چند دقیقه، تمام لباس هایتان خیس شود، اما چاره ای نیست! هر چه باشد بهتر از بیرون نشستن و دنبال کردن مراسم از طریق ویدئو پروژکتورهاست!
* یکی یکی میهمانان مراسم نیز از راه می رسند، اما نکته جالب نداشتن جا برای نشستن است! هر چند میهمانان برای ورود به سالن از درب پشت سن وارد می شوند اما تراکم جمعیت قبل از آغاز برنامه به حدی است که آنها نیز جایی برای نشستن ندارند و تعجبی ندارد اگر روح الله حسینیان، محمد سلیمانی، علیرضا زاکانی و خیلی های دیگر را روی زمین و کنار دیگر خبرنگاران و میهمانان ببینیم.
* نکته جالب دیگر حضور چهره های انقلابی از طیف های مختلف سیاسی است که همه بر سر محورهای اصلی و گفتمانی انقلاب متحد شده اند. چه جبهه پایداری، چه جمعیت ایثارگران، چه جمعیت رهپویان و چه افراد دیگری که در هیچ یک از این مجموعه ها نیستند اما بر سر آینده کشور، استقلال ایران و توافق ضعیف ژنو «دلواپسند» را می توان اینجا دید، از فریدون عباسی تا علیرضا پناهیان، سقای بی ریا، الیاس نادران، پرویز امینی، وحید یامین پور، بهرام بیرانوند، ابوالفضل ظهره وند، محمد سلیمانی، روح الله حسینیان، علی اکبر متکان، مهدی کوچک زاده، فواد ایزدی، ناصر نوبری، سعید زیباکلام، سید محمود نبویان، محمد صادق کوشکی، مهدی محمدی، مهندس آبنیکی و ...
* پس از قرائت قرآن برای آغاز برنامه، مجری برنامه که یکی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر است به روی سن می رود و برنامه را رسما آغاز می کند، بعد از سخنان وی کلیپ کوتاهی از نرم افزار چند رسانه ای «دلواپسیم» که کاری از گروه آرمان مشهد است پخش می شود و استقبال مخاطبان را به همراه دارد، بویژه زمانی که فیلمی از ناصر نوبری سفیر اسبق ایران در شوروی پخش می شود که وی اعلام می کند ما هم با بازی «برد- برد» موافقیم اما نه با مذاکراتی که انتهایش می شود «برد که برد!»
* بعد از پخش کلیپ نیز سینا دستخوش خواننده جوان و انقلابی که مدتی است کار خود را آغاز کرده به اجرای سرود پرداخت، بعد از وی نیز دقایقی در رثای امام هادی علیه السلام عزاداری شد و حال و هوای مراسم تغییر کرد.
* اولین سخنران برنامه مهندس آبنیکی است، همکار سابق شهید احمدی روشن که مدتی است نه دیگر مصطفی را کنار خود می بیند و نه به سایت نطنز رفت و آمد دارد، او یکی از اخراجی های سازمان انرژی اتمی است که خیلی مودبانه عذرش خواسته شده است.
*بعد از آبنیکی، ۸ نفر به نمایندگی از منتقدان توافق ژنو به روی سن آمده و صحبت کردند، علیرضا پناهیان، محمد کوثری، ناصر نوبری، فریدون عباسی، فواد ایزدی، مهدی محمدی، جواد کریمی قدوسی و محمد صادق کوشکی. یکی نماینده مجلس است، دیگری استاد دانشگاه، دیگری سخنران بزرگترین هیات های مذهبی کشور، دیگری رییس سابق سازمان انرژی اتمی، اما همه شان یک وجه مشترک دارند و آن هم اینکه نسبت به آینده ایران «دلواپسند».
* قبل از اینکه هر یک سخنان خود را شروع کنند، جمعیت یکصدا می خواهد تا علیرضا پناهیان صحبتهایش را آغاز کند و او نیز بنا به مطالبه حاضران در سالن حرفهایش را شروع می کند، لب کلامش هم این است که این برنامه به افزایش قدرت تیم مذاکره کننده هسته ای در مذاکرات می انجامد چون ما مطالباتی داریم که مسئولان می توانند با استناد به این جمعیت و جمعیت های مشابه در سراسر کشور، مطالبات به حق مردم را از ۱+۵ مطالبه کنند.
پناهیان در بخش دیگری از اظهاراتش نیز هشدار می دهد که «اگر مذاکرات موجب رونق اقتصادی و افزایش عزت کشور شود، آن مذاکره در خدمت جمهوری اسلامی است و اگر مذاکراتی به تقویت جایگاه جمهوری اسلامی منجر نشود این مذاکره محکوم به شکست است.»
بعد از پناهیان، نوبت به کوثری می رسد. عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس می گوید: «حرف ما با تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان این است که شما در برابر این همه امتیازات که در توافق ژنو به ۱+۵ دادید باید تمام تحریم ها لغو می شد نه اینکه صرفاً صنعت کشتیرانی و پتروشیمی ما تا حدودی از تحریم رها شود.»
بعد از کوثری نوبت به کریمی قدوسی دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس می رسد، او که با حرارت تر از دیگران سخن می گوید و بارها در بین سخنانش فریادهای الله اکبر مخاطبان را بلند می کند. قدوسی از شکایت شورای عالی امنیت ملی از وی به خاطر نقد توافق ژنو در یکی از سخنرانی هایش ابراز تاسف می کند و در بخش دیگری از صحبتهایش می گوید: «مقام معظم رهبری میگویند من خوشبین نیستم اما مخالفتی هم نمیکنم، فکر هم نمیکنم این مذکرات به نتیجه برسد. به سخن مقام معظم رهبری و گزارش آقای روحانی درباره توافق هستهای دقت کنید، از آقای روحانی میپرسند نظر شما درباره توافق هستهای چیست؟ میگوید خوشبینی و بدبینی در دنیای سیاست معنا ندارد و باید واقعبین بود، البته آقای روحانی میگوید با شناختی که از دنیا و مسائل دارم بدبین نیستم؛ تا کنون سابقه نداشته است هیچ رئیسجمهوری مقابل نظر مقام معظم رهبری اینگونه نظر دهد.»
ناصر نوبری دیگر سخنران برنامه است که با شور و هیجان اش، جمعیت را به وجد آورده و در بخشی از حرفهایش به روحانی می گوید حداقل یک نفر را معرفی کنید تا بتواند از توافق ژنو دفاع کند! نه اینکه هر کسی می خواهد از این توافقنامه دفاع کند می گوید اصلا انرژی هسته ای می خواهیم چه کار؟ آیا موضع دولت هم همین است؟!
حالا دیگر نوبت فریدون عباسی رییس سابق سازمان انرژی اتمی است، شهید زنده ای که یک بار هم از ترور موساد در خیابان های تهران جان سالم به در برده است و این روزها که همکاران سابقش را به خاطر شهادت آنها از دست داده، یکه و تنها به دانشگاه ها و مجامع مختلف می رود و از دلواپسی هایش برای آینده ایران بواسطه توافق ژنو می گوید.
امروز هم آرام آرام از نقاط ضعف توافق ژنو می گوید و وقتی تاکید می کند: « تیم مذاکره کننده قبلی به خوبی و قهرمانانه در مقابل این خواسته مقاومت کرد و اگر بخواهیم عنوان قهرمانی به کسی بدهیم باید به تیم آقای جلیلی بدهیم نه دیگران.» سالن و جمعیت حاضر در آن به وجد می آید و با شعارهایی در حمایت از تیم سابق مذاکره کننده ای سابق کشورمان، از آنها به خاطر حفظ عزت و معامله نکردن حقوق ملت با دشمن تشکر میکنند.
بعد از عباسی، فواد ایزدی از نگرانی های خود می گوید: «دلواپسیم که امتیازات مورد نیاز کشور در گام نهایی گرفته نشود» و بعد از وی نیز مهدی محمدی صحبتهایش را آغاز می کند و می گوید که «توافق ژنو، توافقی است که ماهیت انقلاب را هدف گرفته و موضوع هسته ای تنها یک سکو برای رسیدن به این هدف است.»
و در نهایت نیز محمد صادق کوشکی با اعلام انتقاداتش به توافق ژنو می گوید: «امروز با افتخار عنوان بیسوادی را میپذیریم و به آن افتخار میکنیم تا فردا بیشرف نباشیم.»
اما این پایان برنامه نیست و پس ازشعارهای پی در پی حاضران در سالن در حمایت از محتوای صحبتهای سخنرانان، مجری به روی سن آمده و ضمن دعوت از دیگر اساتید حاضر در سالن، از آنها خواست تا یک عکس یادگاری بگیرند. این عکس بهانه ای بود برای تقدیر ویژه از دکتر سعید زیباکلام، سید محمد نبویان، حمید رسایی، حسین قدیانی و ... که بعضا مورد شکایت شورای عالی امنیت ملی به علت نقد توافق ژنو نیز قرار گرفته اند؛ از آنها می خواهد تا چند کلامی با مردم صحبت کنند.
در همین حال جمعیت حاضر در سالن نیز با شعارهایی خطاب به ضرغامی از وی می خواهد تا با تمام کردن سانسور صحبتهای منتقدان ژنو، فرصتی برای حضور آنها در رسانه ملی فراهم کند تا در قبال ساعتها مدح یک طرفه عملکرد تیم مذاکره کننده و این توافقنامه، چند دقیقه ای هم منتقدان دولت بتوانند از نگرانی های خود خطاب به مردم بگویند.
* حالا دیگر اذان مغرب شده است و فوج فوج جمعیت حاضر در سالن و اطراف سالن به سمت وضوخانه حرکت می کنند، بازار فروش نشریات و سی دی های مرتبط با توافق ژنو هم داغ داغ است، میهمانان نیز فرصتی برای سر خاراندن ندارند! دور هر یک را ده ها نفر گرفته اند و سوالات و نگرانی هایشان را مطرح می کنند، بویژه نمایندگان مجلس که مردم و دانشجویان دائما به آنها گفته می گویند مدیون خون شهدا و مردم هستید اگر در برابر انفعال عده ای! سکوت کنید و بگذارید سرمایه های این مملکت به بهانه دلارهای نرسیده به کشور، تاراج شود ...
برچسبها:
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، کوشکی استاد دانشگاه و منتقد توافقنامه ژنو در همایش دلواپسیم که در ساختمان فرهنگی ۱۳ آبان برگزار شد، اظهار داشت: در تیرماه سال ۶۶ و در روزی بسیار بسیار گرمتر از این سالن یکی از همرزمان ما از شدت عطش به شهادت رسیدن علاوه براین ما ۳۰۰ هزار شهید تقدیم کردیم تا آمریکا کدخدای ما نباشد.
وی افزود:هزاران کودک یتیم به جامانده از جنگ داریم تا دیگر کسی جرأت نداشته باشد توان دفاعی ایران را در برابر آمریکا تحقیر کند.
این استاد دانشگاه با تأکید براینکه ما خیلی دلواپس، نگران و مضطربیم ادامه داد: مطمئن باشید با پذیرش توافقنامه به شکل فعلی از شما خواهند خواست بهائیت را به نام حقوق بشر به رسمیت بشناسید و حجاب اسلامی را در این کشور به اسم دفاع از حقوق بشر کنار گذارید.
وی یادآور شد: اگر ما ساکت باشیم آنگاه مرگ بر آمریکا در این کشور جرم خواهد بود. نتیجه همه خوشبینیها و لبخندها این بود که آنها اعلام کردند که ما سلاح موشکی نداشته باشیم در حالی که توان موشکی ما ثمره خون شهید تهران مقدم و یاران او که پودر شدند.
وی ادامه داد: آنها از ما خواستهاند که دست از حمایت حزبالله و جهاد اسلامی بردارید ما امروز نگرانیم تا فردا شرمنده شهید احمدی روشن شهریاری و همه شهدای هستهای نباشیم.
کوشکی با اشاره به اینکه ما امروز به این توافق معترضیم گفت با افتخار عنوان بی سوادی را میپذیریم، امروز بی سوادیم تا فردا بی شرف نباشیم.
وی خطاب به رسانههایی که عنوان دلواپسی این همایش را به تمسخر گرفتهاند، گفت: اشکالی نیست ما را تمسخر کنید تمسخر امروز شما برای ما شیرینتر از آن است که فردا شرمنده امام و شهدا و امام زمان نشویم.
این استاد دانشگاه با اشاره به اظهار وزیر امور خارجه سابق آمریکا گفت: وزیر سابق آمریکا میگوید اگر آنها ایرانیها میخواهند مستقل باشند ما نمیخواهیم آنها حتی برق داشته باشند و ما امروز نگرانیم زیرا در پرتو مذاکرهای که دوستان با سواد آقای روحانی انجام دادهاند وندی شرمن شیطان مسلم مردم ایران را به دروغگویی و صفتهای دیگر متهم میکند.
وی گفت: این ملت و مردم خون دل خوردند و انتظار دارند مسئولانش جواب قاطعی به اتهامات شرمن دهند اما آنها میگویند که او جای مادربزرگ ماست و پیرزن است و این تنها پاسخ آنها به اهانتهای وندی شرمن است.
کوشکی ادامه داد: هیهات که مردم مسلمان ایران اماننامه کفر و شرک را امضا کنند ارمنیهای این کشور نیز عاشق ابوالفضل هستند همان ابوالفضلی که امان نامه کفر و شرک را امضا نکرد.
وی خطاب به رئیس جمهور گفت: آقای روحانی شما مجتهدید زشت است به شما بگویند قرآن میگوید این مذاکره نتیجه ندارد آنها زمانی از شما راضی میشوند که دست از ایمانتان بردارد و هیهات که ما چنین اجازه دهیم.
وی در پایان تأکید کرد: ما به شما قول میدهیم که نخواهیم گذاشت این انقلاب به دست نااهلان بیافتد.
منبع:تسنیم
برچسبها:
پایگاه خبری انصارحزب الله - نخست - ۱۰ ماهي هست كه جامعه دلواپس است؛ از همان روزي دلواپس شد كه گروهي كليد همه مشكلات داخلي و خارجي را در «مذاكره با غرب» ديدند، همان ايامي كه مراودات بينالمللي در ديپلماسي «سكوت» و «لبخند» مختصر شد، ديپلماسياي كه «لبخند»ش براي غربيها بود و تندخويياش براي منتقدان داخلي، «سكوت»ش در مقابل زيادهخواهي بيرونيها بود و تندخويياش براي ناصحان دروني.
«دلواپس»اند تا بسياري از مباني و اصول انقلاب اسلامي نظير «استكبارستيزي»، «داشتن روحيه ايستادگي و پايداري در مقابل تهديدات وتحريمهاي نظام سلطه» و «تكيه بر توانمنديهاي داخلي» در لبخندهاي ديپلماتيك گم شده و جاي خود را به «انفعال»، «تسليمپذيري در مقابل فشارهاي بينالمللي» و «توسعه برونزا» بدهد؛ «دلواپس» از اينكه تمام داشتههاي هستهاي و غيرهستهايمان را به بهانه سياست «تنشزدايي در روابط بينالملل» بر سر ميز مذاكره معامله كنيم!
«دل آشفته»اند جماعتي از اينكه تواناييهاي ما در حوزه هستهاي به پايينترين سطح ممكن برسد و تنها در بعد تحقيقات- آن هم در موارد محدود و خاص و دقيقاً مطابق خواسته غربيها- خلاصه شود، آنگونه كه بر اساس همين نگاه حق غنيسازي ما به رسميت شناخته نشد، ۲۰۰ كيلوگرم از اورانيومها را رقيقسازي كرديم و فعاليتهاي هستهاي را به حالت تعليق درآورديم.
دوم- اما خب دلواپسيها يكي دوتا نيست و در يك حوزه و چند حوزه خلاصه نميشود؛ از فرهنگ و هنر، اقتصاد و معيشت گرفته تا مباحث اعتقادي و هستهاي و سياست داخله و خارجه را شامل ميشود، به گونهاي كه بسياري از دلسوزان انقلاب و ناصحان خيرخواه را نگران و مضطرب كرده است.
بله، آشفته دلي ما فقط تنها حوزه هستهاي را شامل نميشود و به امروز اختصاص ندارد، از همان روز «دل مشغول» شديم كه به بهانه روي كار آمدن دولتي دموكراتيك و طرفدار آزادي بيان، روزنامههاي زنجيرهاي باز- به مانند گذشته- حكم قصاص را غيرانساني خوانده، شهادت دو زن مساوي با يك مرد را غير عقلاني دانسته و پيشوا بودن حضرت امير (ع) در بعد اعتقادي و سياسي را زير سؤال بردند.
درست شبيه همان روزهايي كه هواخواهان ليبرالسيم در رسانههايشان- طي سالهاي ۷۶تا۸۴ - عنوان ميكردند: «به شهادت رسيدن حسين در عاشورا نتيجه خشونتهاي پيامبر در بدر بود»، «حضرت علي چون خشونت طلب بوده شايسته عتاب و ملامت است»، «به خدا هم ميتوان اعتراض كرد و او را فتنهگر ناميد»، «نظريه غيرت ديني، ويران كننده انديشه و فرهنگ و تمدن است»، «مظاهر ديني چون حجاب و حياي زنان، نماد عقب افتادگي است»، «تفكر شيعهگري موجب انحطاط مملكت ما و مانعي براي دموكراسي است»، «فرهنگ شهادت خشونت آفرين است. اگر كشته شدن آسان شد، كشتن هم آسان ميشود.»
سوم – افكار عموم از آن زمان «دل نگران» شد كه در اقدامي قابل تأمل بيش از ۴۰ تن از روساي دانشگاههاي مهم كشور به فاصله پنج ماه از كار بركنار شدند، بيش از ۳۰۰ تن از دانشجوهاي افراطي و نشانهدار حكم ادامه تحصيل گرفتند و عناصر فعال در غائله۸۸ در سطوح مديريتي آموزش عالي كشور پست مديريتي گرفتند.
چطور ميشود ديد كه بسياري از فعالان در فتنه را كه برخي از وزرا در مراكز حساس و استراتژيك وزارتخانهها به كار گرفتهاند نگران نبود، چگونه ميشود دلهره نداشت زماني كه روساي دانشگاهها اجازه فعاليت به تشكلهاي دانشجويي تندرو و هنجارشكن را در سطح دانشگاهها داده و آنها با فراغ بال تحركات ساختار شكنانه را رويه كردهاند.
چهارم – البته آنها «دلواپس» هم هستند از اينكه غرور ملي و مباني اعتقادي مان را هم بر سر ميز مذاكره داد و ستد كنيم، همچنان كه رئيس دولت اصلاحات به بوش متعهد شد تا از حمايت حماس و حزب الله دست بردارد و از حمله نظامي امريكاييها مصون بمانيم، باز متعهد شويم كه از فلان جنبش مردمي در يك كشور اسلامي چتر حمايتي خود را برداشته و پا را از حد خود فراتر نگذاريم، يا ديگر بار بدون اجازه وارد حياط خلوت امريكاييها نشده و منافع شان را به خطر نيندازيم.
«دلآشفته» نيز هستند تا غائله سازان ۷۸ و ۸۸ - كه با كمك دولت ريكاوري كرده و اكنون وظيفه سندسازي حقوق بشري براي سازمانهاي بينالمللي را برعهده دارند- دوباره كشور را درگير بحران عميقتر كرده و با عمليات پيچيده «استحاله نظام» را وارد فاز عملياتي كنند.
پنجم - اگر چه جنس ۱۰ ماه دلواپسي از نوع «توسعه سياسي»، «براندازي نرم» و «قدرت طلبي مطلق» نبود اما نوع واكنشها به آن چكشي و ضربتي بود، به گونهاي كه هيچ گاه اجازه داده نشد دلواپسيها از تريبون رسمي به جامعه ابراز شود. اما اين باعث نشده كه ما «دلسرد» شويم؛ اين برخوردها هيچ گاه باعث نشد تا دلسوزان و وفاداران به نظام وانقلاب از آرمانها و اصول خود دست بردارند، برعكس از هر فرصتي براي آگاهسازي افكار عموم نسبت به سياستهاي دولت استفاده كردهاند، برگزاري همايش«دلواپسيم» - در روز گذشته- هم از همين نوع است. اساساً «دلسرد» در گفتمان مقاومت و ايستادگي جايي ندارد آنجايي معنا پيدا ميكند كه خود را وابسته و نيازمند جهان غرب بدانيم و بپذيريم كه آنها بايد براي ما تصميم بگيرند و اراده ما در برابر قدرت آنها كاري از پيش نميبرد.
محمد اسماعيلي
منبع : روزنامه جوان
برچسبها:
روزنامه آرمان امروز منتسب به خانواده هاشمی رفسنجانی با درج تصویر هاشمی، روحانی و سید حسن خمینی از آنها به عنوان بزرگان اصلاح طلبان نام برد.
روزنامه آرمان در این خصوص نوشته است: عارف هم از آن دسته بود كه اگرچه در انتخابات سال۹۲ كانديدا شد اما تا پيش از آن فعاليت سياسي علني از خود بروز نداده بود و پس از انصراف به خاطر احترام به نظر بزرگان بيش از گذشته به فعاليتهاي خود رنگ و بوي عملياتي داد.
عارف به خاطر اقبالي كه مردم از سال گذشته نسبت به او پيدا كردند، احساس مسئوليت بيشتري نسبت به جامعه پيدا كرده و به دنبال اين است با سازوكارهايي كه در نظر دارد زمينه پيروزي اصلاحطلبان و گروهي از اصولگرايان معتدل را در انتخابات فراهم آورد.
او از ابتداي سال جديد بحث ائتلاف ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان معتدل و همچنين شوراي رهبري اصلاحطلبان را مطرح كرده است و در اين ارتباط ديدارهايي نيز با برخي از چهرههاي شاخص از جمله آيتا... واعظ طبسي توليت آستان قدس رضوي داشته كه به گفته حسن رسولي، در اين ديدار صميمانه آيتا... واعظ طبسي با تاييد مشي ميانهروي دكتر عارف، وي را ترغيب كرده كه با توجه به نقشي كه در عرصه سياسي كشور دارد، تلاش كند تا نيروهاي معتقد هر دو جريان اصلاحطلب و اصولگرا كه به مباني نظام اعتقاد و اصول قانون اساسي را قبولدارند، براي اعتلاي كشور تلاش كنند. شايد براي جمعبندي و تعيين سازوكارهاي اين مساله بوده كه در همين يك ماه و نيم گذشته از آغاز سال جديد به ديدار حسن روحاني در پاستور، آيتا... هاشميرفسنجاني در مجمع تشخيص مصلحت نظام و سيدحسن خميني در جماران رفته است.
هرچند تاكنون اخبار رسمي از جزييات اين ديدارها منتشر نشده است اما اخبار رسيده حكايت از آن دارد كه در اين جلسات طرفين در رابطه با تشكيل شوراي رهبري اصلاحطلبان سخن گفته و تشكيل آن را مورد تاكيد قرار دادهاند اما سازوكار آن تاكنون نهايي نشده است. به هر حال اصلاحطلبان پس از وقفهاي ۸ساله بار ديگر فضا را مهيا ميبينند تا با وحدت و ائتلافي دوباره كرسيهاي قدرت را براي خدمت به جامعه كه شايد در زمان فعاليت دولتهاي نهم و دهم آسيبپذير شده بودند براي خود كنند و بسيار خوب ميدانند كه تحقق اين هدف جز با همانديشي و مشورت با بزرگاني نظير آيتا... هاشميرفسنجاني، سيدحسن خميني، سيدمحمد خاتمي و حسن روحانی امكانپذير نيست.
برچسبها:
درحالی که بعد از گمانه زنی های فراوان درباره برنامه دولت برای قیمت بنزین نرخهای جدید رسماً از ۵ اردیبهشت ماه اعلام و اعمال شد امروز خبری آمد که بازهم افکار مردم را پریشان کرد.
از پنجم اردیبهشت ماه دولت نرخ بنزین معمولی را ۷۰۰ تومان و بنزین آزاد را ۱۰۰۰ تومان و سوپر سهمیهای را ۸۰۰ و سوپر آزاد را ۱۱۰۰ تعیین کرد این سناریو البته درحالی اجرایی شد که طی ماههای اخیر خبرهای مختلفی درباره برنامه دولت برای تک نرخی کردن بنزین مطرح بود.
بعد از گذشت حدود ۱۰ روز از افزایش قیمت حاملهای انرژی امروز خبری به نقل از سیفی مدیرعامل شرکت بهینهسازی مصرف سوخت درباره برنامه دولت برای حذف یارانه نقدی و جایگزینی کارت اعتباری انرژی مطرح شد.
آنطور که این مقام مسئول در شرکت سوخت اعلام کرده " براساس قانون هدفمندی یارانهها، باید تا دو سال آینده نرخ بنزین به سطح قیمت فوب خلیج فارس برسد، بنابراین اگر قرار باشد طرح کارت اعتباری انرژی در سال آینده اجرا شود باید بنزین با نرخ لیتری ۲ هزار تومان از طریق این کارت ارایه شود".
وی البته تاکید کرده که "براین اساس، ماهانه ۱۰۰ لیتر بنزین برای یک خانواده چهارنفره با قیمت لیتری ۲ هزار تومان شارژ میشود که البته تا سقف ۱۰۰ لیتر نیازی به پرداخت پول نمیباشد، اما در صورت مصرف بیش از ۱۰۰ لیتر باید بهازای هر لیتر مصرف اضافه، ۲ هزار تومان بهصورت نقدی پرداخت کند".
سناریوی جدید بنزینی دولت درحالی مطرح شده که به دفعات طی هفته ها و ماه های اخیر به نقل از دولتمردان شنیده بودیم که شیب افزایش قیمت حاملهای انرژی "ملایم" خواهد بود.
منبع: تسنیم
برچسبها:

در قسمتی از این بیانیه آمده است: حضور پیتر آیزمن به عنوان یک حامی رژیم صهیونسیتی و مبلغ هولاکاست آنهم همزمان با سالروز تاسیس رژیم سفاک و اشغالگر قدس در برج میلاد تهران جای بسی تعجب و تاسف دارد.
در قسمتی دیگر از این بیانیه آمده است: این دعوت عجیب در حالی اتفاق افتاده است که همایش بینالمللی بررسی هولوکاست که در سال ۱۳۸۵ در ایران برگزار شد، با واکنش خصمانه کشورهای غربی روبرو شد.
وزارت امور خارجه آلمان، در آن سال، علاوه بر توقیف گذرنامه ۱۳ نفر از منتقدان هولوکاست، کاردار ایران در برلین را احضار و اعتراض شدید خود را اعلام کرد و دولت آمریکا نیز در بیانیهای، برگزاری این همایش را شرمآور اعلام کرد.
حال از مسئولان وزارت خارجه و دستگاههای امنیتی سوال میشود آیا این معمار که معتقد است اخلاق در هنر و معمار جایگاهی ندارد و از حامیان رژیم اشغالگر قدس است با هماهنگی چه دستگاهی قصد دارد در پایتخت ام القرای اسلام به ایراد سخنرانی بپردازد؟
برچسبها:
«خبرگزاری دانشجو» نخود آش ـ دیشب موقع خوابیدن به خانم والده گفتم شناسنامهام را بگذارد در کیفم که فردا به عنوان منتقدِ بیشناسنامه محسوب نشوم و بتوانم طنز بنویسم. اصلا این حرف آقای رئیس جمهور خیلی معقولانه است. آدم بیشناسنامه در واقع وجود خارجی ندارد و کسی هم که وجود خارجی ندارد قطعا نمیتواند از دولت که این همه خوب و جدی در عرصه دنیا وجود دارد، انتقاد کند. از همین رو شناسنامهام باید همراهم باشد که به معدوم بودن محکوم نشوم!
در واقع الزام شناسنامهدار بودن منتقدان یک امر کاملا منطقی است. منطق آن هم این است که همگان مطمئن به وجود خارجی آدمیزاد باشند وگرنه گوینده که مهم نیست، مهم این است که چه حرفی گفته میشود. اما کسی که اصلا نیست چه حرفی میتواند بزند؟ اصلا آدم وقتی هست، میتواند حرف بزند چون حرف زدن در واقع خودش یک «هست» است ولی آدمی که در واقع «نیست» که نمیتواند «هستی» را «است» کند؟
لطفا دست به گیرندههای خود نزنید و به نگارنده هم گیر ندهید! من خودم هم نفهمیدم در پاراگراف قبلی چه میگفتم فقط تلاش میکردم تا حدی که ممکن است ادای فیلسوفها را در بیاورم که دولتیها بگویند طرف خیلی «باسواد» است. آخر سواد داشتن هم یکی از شرایط منتقدان است. خلاصه حرفم این بود که دولت میخواهد به وجود خارجی منتقدان مطمئن شود گرچه در ماهیت نقد تفاوتی نمیکند. در حدیث هم آمده که به گفته توجه شود نه به گوینده، اما خب اگر رئیس جمهوری که من آنقدر دوستش دارم میخواهد مطمئن شود اعلام میکنم، یک شناسنامه خوشگل و قدیمی دارم که هنوز باطل نشده است و از همین رو وجود خارجی دارم.
البته آقای رئیسجمهور منظورشان فقط شناسنامه شخصی نبود بلکه نظر به شناسنامه حزبی هم داشتند اما سوالم این است که اصلا چه فرقی میکند؟ حالا اگر کسی عضو حزب خاصی نبود، نمیتواند انتقاد درستی مطرح کند؟ البته من از این لحاظ هم مشکل ندارم. شناسنامه شخصی که دارم، شناسنامه حزبی هم خود اسمم برایم میسازد. الکی که اسم من نخود آش نیست. من نخود هر آشی میشوم. امروز هم افتادهام در آش سخنرانی ریاستِ بینهایتِ محترم جمهوری و روی آش هم اضافه بر نخود یک وجب و نیم روغن وجود دارد.
البته آقای رئیسجمهور یک پیش شرط دیگر هم تعیین کردند و آن هم این است که هر کس به نام خودش صحبت کند نه به نام دیگری که از قضا من هم همیشه به نام خودم صحبت می کنم البته قبل از آن «به نام خدا» میگویم و بعد به نام خودم صحبت میکنم.
دیگر بس است، باور کنید من شرایط نقد کردن را دارم وگرنه از بس شرایط برای نقد کردن تعیین می کنند که تنها فرد صاحب صلاحیت برای انتقاد همین آشنای ما، حسامالدین آشنا میشود. خودمانیم این دولت گاهی از شورای نگهبان هم برای تایید صلاحیت منتقدان سختگیرانهتر عمل میکند. یعنی اگر یک لیست از صاحبان صلاحیت نقد بدهد، خیال ما و خودش راحت میشود! در هر صورت من صلاحیت دارم به جان شما نباشد به جان خودم.
از بس شرایط دست و پا گیر گذاشتهاند که نفس ما در نمیآید، سردبیر هم که دارد چپ چپ نگاه میکند که خودت را جمع کن چون مقدمهات از اصل مطلب طولانیتر شد، اما من چه کار کنم؟ باید صلاحیت خودم را ثابت میکردم.
راستش را بخواهید من تفاوت بین نقد خالی، نقد با مخلفات و نقد منصفانه را نمیفهمم چون نقد، نقد است و هر کس هر نقدی دارد میگوید، اگر وارد بود که هیچ، اگر وارد نباشد وجدان عمومی ردش میکند. در واقع نقد یا وارد میشود یا وارد نمیشود بگذریم از بعضی که زورشان زیاد است و نقدهایشان را به زور هم که شده وارد میکنند اما قطعا نقد سازنده با کلاستر است و از همین رو است که آنقدر میگویند: «میخواهی نقد کنی، بکن، اما نقدت منصفانه باشد.» پس ما میگوییم نقدمان سازنده است، شما هم بگویید سازنده است. البته در هر صورت نقد ما منفی نیست. یعنی نمیخواهیم بگوییم رئیسجمهور حرف بدی زدهاست، فقط میگوییم کمی، کمدقتی شدهاست.
آقای دکتر روحانی در هفته گذشته فرمودند: «صاحبان فرهنگ به گشت ارشاد نیاز ندارند» از آنجا که فرهنگ مدتها است به عرصهای تبدیل شده که همه صاحب آن هستند، ما نیز خودمان را یکی از صاحبان فرهنگ دانسته و از این بیانات رئیسجمهور به شدتِ خیلی زیادی استقبال میکنیم و فقط سوالی در راستای این باد مخالف برایم پیش آمدهاست که اصولا کار گشت ارشاد چیست؟ گشت ارشاد میگردد در خیابانها و با کسانی که پوششان خوب نیست و بهتر بگویم پوششان جا یا جاهایی را نپوشانده، برخورد میکند؛ آخر عزیز من این گشت ارشاد چه ربطی به صاحبان فرهنگ دارد؟ یعنی منظورتان این است که صاحبان فرهنگ هرچه دلشان خواست بپوشند (یا به عبارتی نپوشند) ایرادی ندارد، فقط کسانی که صاحبان فرهنگ نیستند مشمول گشت ارشاد میشوند؟ یعنی به طور کلی فقط بیفرهنگها باید چیزِ حسابی بپوشند؟
در هر صورت ما که از ترسِ از دست دادن «صلاحیت انتقاد» نه تنها گیر نمیدهیم حتی پیشنهاد میدهیم زمانش را هم بیشتر کنند اما خداوکیلی فقط با این حساب باید برای صاحبان فرهنگ هم شناسنامه صادر شود که اگر گشت ارشاد به آنها گیر داد ثابت کنند که از صاحبان فرهنگ هستند و به راحتی بگویند «عیش... بی فرهنگ خودتی!» حالا روش صدور شناسنامه برای صاحبان فرهنگ باید چطور باشد یک بسته پیشنهادی مستقل میطلبد که اگر دولت یا مخاطبان بخواهند میتوانیم در یک باد مخالف دیگر آن را کار کنیم.
برچسبها:
این فعال رسانهای که همچنان مشغول فعالیت سفت و سخت و با انگیزه رسانهای است در شب اعلام نتایج، جمله ای تاریخی را در صفحه شخصی اش در توئیتر نوشت، آمار اعلام میشد و رای احمدینژاد لحظه به لحظه بیشتر میشد که او نوشت: "هر چه به تمدن نزدیکتر می شویم آرای میرحسین هم بیشتر می شود. امیدوار باشید."
و این درست در ساعت ابتدایی پایان رای گیری بود .زمانی که رای روستاها و شهرهای کوچک با درصد بالایی به نفع احمدی نژاد اعلام شده بود و رای شهرهای بزرگ به دلیل کثرت رای دهندگان همچنان مبهم و اعلام نشده باقی مانده بود و مردم روستاها و شهرهای کوچک،به تعبیر این جمله تاریخی "بی تمدن" هایی بودند شایسته ملامت و تحقیر که نفهمیده بودند باید به چه کسی رای بدهند و از که حمایت کنند.
۲. دو روز بعد از پایان تعطیلات نوروزی طولانی و پرماجرای امسال، یادداشتی با عنوان" پایان دوران «تکفیر، جنجال و اتهامپراکنی» در رسانههای انقلابی به دستور صریح رهبری" در ستون یادداشتهای گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم منتشر شد. یادداشت، بخشی از حرفهای به شدت مهم رهبری در ابتدای سال در مشهد مقدس را بهانه کرده بود برای اینکه یک نگرانی عمیق در پدید آمدن جریانی از تخریب و تکفیر و تهمتپراکنی و برچسب زنی در جریان رسانههای انقلابی ، به خصوص در حوزه فرهنگی را دوباره یادآوری کند. هشداری تلخ به تلخی سخنان عتابآلود رهبری با خطاب "علما، اساتید، روشنفکران انقلابی، هنرمندان متعهّد"
در آن یادداشت دو نمونه از نقدهای اخیر رسانههای انقلابی به دو فیلم این سالها نقل شده بود تا نشان دهد که کنترل نکردن جو احساسی، لجبازی، موضعگیریهای صرفا «من قالی» و مهمتر از آن رعایت نکردن اصول اخلاقی بدیهی ممکن است به چه نتایج وحشتناک و در عین حال غمانگیزی منجر شود. این یک نقد درونگروهی بود که پیش از این هم به صورت درونگروهی بارها به صورت غیرسانهای مطرح شده بود، اما این بار با آشکارسازی موضوع توسط رهبر انقلاب؛ به صورت علنی در یک رسانه مطرح شده بود. نقد صریح آدمها و رسانههایی که در جبهه بزرگ فرهنگی انقلاب هستند و در مسیر انحراف از این جبهه قدم برمیدارند درس بزرگی بود از رهبری برای قضاوت کردن فقط بر مبنای معیارهای اخلاقی و انقلابی و ردیه بزرگی بر نگاه از زاویه تنگ و تاریک قبیلهگرایی...
۳. ابراهیم حاتمیکیا در جریان جشنواره امسال به خروش میآید و در مورد وضعیت خاص امروز سینماها با فریاد اعتراض میکند. کنایههای سنگینی به جریان سینمای روشنفکری و جشنوارهای پسند میزند و خیلی زود به تعبیر خودش جریانی از قلمبهدستها علم میشوند علیه او و شروع به توهین تحقیر و انتقادات بیربط به اصل ماجرا به شخص او میکنند. دو بازیگر زن در دو برنامه تلویزیونی متفاوت ظاهرا میشوند.یکی ابتدای صحبتهایش به رهبر ایران سلام میکند و دیگری در لابهلای حرفهایش میگوید: افتخار می کنم که در کشوری زندگی می کنم که رهبر آن از ذریه بانوی بزرگی به نام فاطمه (سلام الله علیها) است. صفحاتی علیه این دو در شبکههای اجتماعی ساخته میشود. حرفهای آنها نیتخوانی میشود و برچسبهای شخصیتی، روانی و اجتماعی متعددی سمت آنها روانه میشود.تصاویر توهینآمیزی از آنها منتشر میشود. مستندی به نام «من روحانی هستم» از سوی یک گروه مستندسازی ساخته میشود، مستند پخش میشود و سروصدا میکند، مستندی که ظاهرا به مذاق دولت و طرفدارانش خوش نمیآید. چند روزنامه به صورت مشترک در گزارشها و مطالبی به کشف کارآگاهمآبانه منابع مالی گروهی که این مستند را ساخته است روی میآورند. این آدمها را به خطگیری و قرار گرفتن در یک پروژه خیالی تخریب دولت متهم میکنند و...
۴.ماجرا ساده است، اگر امروز جریان رسانههای انقلابی نیاز به هشداری برای نیفتادن به ورطه «تخریب، تکفیر و اتهام پراکنی» داشته باشند؛ جریان دیگری با ادعاهای طویل و وحشتناک تحمل و مدارا و تساهل و آزادی در حال کشیدن نفسهای آخر حیات این رنگیاند.چماق بیاخلاقی در همه این سالها بالای سر برخی از حرکتهای معدود جریان فرهنگی انقلاب ایستاده بود و حالا رنگ سیاه بیاخلاقی محض در حال بیرون آمدن از لایههای پرزرق و برق ادعای «تحمل» است.اگر اصطلاح مبتذلشدهای به نام «گروه فشار» همچنان در فرهنگ سیاسی و عامه ایرانیها باقی مانده بود امروز مصداق خوبی پیدا میکرد برای باندی از آدمهای رسانهای در فضای رسانههای ایران.
واضح است که بخشی از ماجرا به پروژه پرهزینه ساختن دفاع از اعتقادات مربوط میشود و واضح است که اقلیت کمشمار پادوهای جریان روشنفکری چگونه با اجیر کردن سیستماتیک شبکههای اجتماعی، در حال جعل صدای «مردم» هستند و واضح است که عمر این جریان روز به روز با شفافتر شدن قصه در حال کاهش است. اما همه این واضحیات چیزی از بیارزشی حمایتکنندگان این فضای فشار و تحقیر و توهین نمیکاهد. آدمهایی که مشخص نیست رویه نفرت آنان از همه منتسبان به اکثریت جامعه، اتفاقی که در همان شب کذایی ۲۲ خرداد ۸۸ کلید خورد، سرانجام آنها را به چه پرتگاهی خواهند کشاند.
این ادعای افتخارآمیز جریان انقلاب است که معیار قضاوت، ارزشگذاری و نقد در این جریان ارتباطی به وابستگی آدمها به این جریان ندارد.گزارهای که دیگر ادعای آن هم از سوی جریان روشنفکری مضحک به نظر میرسد.آدمهای انقلابی و رسانههای انقلابی اگر از معیارهای اخلاقی و ارزشی دور شوند همدیگر را نقد میکنند، به صرف بودن در یک جبهه چشم به بیاخلاقیهای یکدیگر فرو نمیبندند؛ اما آیا آدمهای جبهه روشنفکری اصولا میتوانند چنین ادعایی کنند؟
۵. ماجرای ما همینجا تمام نمیشود. درست در وسط این ماجرا سکوت کنندگانی بینظر هم ایستادهاند. همه اخلاقمداران یا ژستگرفتگان اخلاقی این سالها که مفتخر به ایستادن در جایگاه تاریخی بینظری و بیموضعی و نه چپ نه راست هستند و به محض مشاهده مواردی از تعرض، هجوم یا انتقادات تکفیرگونه از سمت جریان رسانههای انقلابی تمام قد میایستند و انتقاد میکنند و شکوه و گلایه میکنند از بیاعتنایی و بیاهمیتی به اخلاق در رسانههای جریان انقلابی یا ارزشی. و حالا در موارد مشابهی که قضیه به روشنی روز است. واضح است که آدمهایی به خاطر یک ابراز عقیده نامتجانس به جنس فضای روشنفکری به شدت مورد حمله و تحقیرو توهین قرار میگیرند، بیسواد تلقی میشوند؛ اما دوستان مفتخر به بیموضعی ترجیح میدهند نشسته بقیه ماجرا را دنبال کنند و حرفی نزنند که منتسب نشوند به این جریان و حتی به این سیستم.
این میعار دوگانه قضاوت اخلاقی، اگر قبحی بیشتر از اصل این بیاخلاقی نداشته باشد، کمتر از آن، با همان مقیاس اخلاق صرف نیست. ماکس هورکهایمر در دهه ۱۹۳۰ درباره فاشیسم و سرمایهداری گفته بود: کسانیکه نمیخواهند به شکل انتقادی درباره سرمایهداری سخن بگویند باید در مورد فاشیسم هم سکوت کنند. اسلاوی ژیژک فیلسوف جنجالی معاصر اما گفته بود این جمله را امروز باید در مورد رابطه بنیادگرایی و لیبرال دموکراسی به کار برد: کسانیکه نمیخواهند به شکل انتقادی درباره لیبرالدموکراسی سخن بگویند باید در مورد بنیادگرایی هم سکوت کنند. اما ظاهرا این جمله در ایران مصادیق دیگری هم پیدا میکند: آنهایی که نمیخواهند یا میترسند یا به هر دلیل دیگری در مورد بیاخلاقی در فضای امروز روشنفکری ایران سخن نمیگویند باید در مورد بیاخلاقی، در موارد به شدت معدودتر و کمتعدادتر جریان رسانهها و آدمهای مقابل این فضا هم سکوت کنند. شاید به صلاح نزدیکتر باشد.
تسنیم
حمیدرضا بوالی
برچسبها:
به گزارش بولتن نیوز؛ همایش تجلیل از استادان و مربیان نمونه دانشگاه جامع امام حسین(ع)به مناسبت گرامیداشت هفته عقیدتی سیاسی در سپاه و سالگرد شهادت استاد مرتضی مطهری با حضور سردار سرلشکر رحیم صفوی مشاور عالی مقام معظم رهبری، حجتالاسلاموالمسلمین موحدی کرمانی عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران در دانشگاه امام حسین (ع)برگزار شد.
همچنین، دکتر غلامحسینی معاون آموزش دانشگاه جامع امام حسین (ع)، دکتر محمدرضا حسنی آهنگر ریاست دانشگاه جامع امام حسین (ع) و دیگر شخصیتهای لشکری و کشوری در این مراسم حضور داستند.
حجتالاسلام و المسلمین موحدی کرمانی گفت: دشمن با شبیه خونها و هجمههای فرهنگی درصدد این است که فرزندان و زنان جامعه ما را تخریب کند.
وی افزود: برای نمونه در نمایشگاه کتاب سالهای گذشته به وزیر ارشاد قبلی گفتم که متأسفانه کتابهایی که در این نمایشگاه به فروش میرسند از الحاد پیروی میکنند و من این سخن را اگر دیروز در نماز جمعه امام جمعه بودم به فرزند آقای آیتالله جنتی که اکنون در سمت وزیر ارشاد هستند نیز گوشزد میکردم .
امام جمعه موقت تهران در ادامه اظهار داشت: آنها که میخواهند شبیه خون فرهنگی کنند از ابتدا تا آخر حمله نمیکنند بلکه شیوه این است که لابهلای کتابها ممکن است چند حرف کتاب بزنند اما حرفها و هجمههای فرهنگی خودشان را بین کتابها به خورد فرزندان ما میدهند و من این را به فرزند آیتالله جنتی که وزیر ارشاد هستند یادآوری کردم و هشدار دادم که اگر زنان و فرزندان ما این کتابها را به خانه ببرند و فاسد شوند ما در برابر اینها مسئول هستیم.
وی با اشاره به این که خداوند متعال عقل را اشرف مخلوقات قرار داد، گفت: عقل اشرف مخلوقات است زیرا خداوند چیزی بزرگتر از عقل نیافرید و این عقل وجود انبیا (ع) است و اگر کسی از عقل دوری کند در زمره بدترین جنبندههای های روی زمین قرار دارد زیرا آنها انسانهایی هستند که گنگ هستند و متفکر به فکر نیستند.
حجتالاسلام و المسلمین موحدی کرمانی افزود: اکنون خطاب من به شما پاسداران این است که شما عقل دارید و کار شما این است که این عقل را در جامعه رواج دهید و انسانهای این گونه را وادار کنید که درک کنند زیرا کار شما کار بسیار بزرگی است اما مشروط به این است که بتوانید عقل را در این انسانها به کار ببندید و به کار بیاندازید.
امام جمعه موقت تهران ادامه داد: خداوند انبیا را برای شناخت خدا فرستاده است، اما انبیا برای اینکه بتوانند خدا را به انسانها بشناسند از راه عقل وارد میشوند که بسیار مهم است.
وی درباره تعریف معنای عبادت ابراز کرد: معنای عبادت این نیست که روزه بگیریم و نماز بخوانیم زیرا عبادت واقعی تفکر در کارهای خداوند است و این نمازهای ما باید همراه با تفکر باشد.
حجتالاسلام و المسلمین موحدی کرمانی درباره اهمیت کار پیامبران و انبیا گفت: مهمترین کار انبیا و پیامبران این است که کار فرهنگی کنند و تاثیر کار فرهنگی در جامعه امروز بالا بردن تفکر است، برای نمونه ابراهیم (ع) در فضای بتپرستان و شهر بتپرستی به تنهایی تمامی بتها را شکست و آنانی که در آن شهر بودند گفتند که ابراهیم را بسوزانند و چگونه این کار از عهده ابراهیم (ع) برآمد و اکنون ما باید بدانیم که این انسانهایی که در صدد بودند که ابراهیم (ع) را بسوزانند کر و گنگ هستند و از آیین جاهلی خود برنمیگردند.
وی با اشاره به وظایف حکومت اسلامی گفت: یکی از وظایف حکومت اسلامی این است که انسانها را از تاریکی به نور وارد کند و این عزیزان ما که در هشت سال دفاع مقدس جان دادند به برکت نظام جمهوری اسلامی ایران عاشق جبههها شدند و به شهادت رسیدند.
امام جمعه موقت تهران درباره دلایل عدم ازدواج جوانان اظهار داشت: جوانان ما تاکنون نتوانستهاند ازدواج کنند چراکه ازدواج یک نیازی مانند غذاست و تقلید و تشریفات از دلایل عدم ازدواج جوانان است لذا اگر جوانی احساس کند در صورت ازدواج هیچ باری بر دوشاش قرار نمیگیرد به یقین ازدواج میکند.
وی ادامه داد: اگر ازدواج بهگونهای باشد که جوان احساس کند در بند تشریفات قرار میبگیرد از زیر بار ازدواج شانه خالی میکند و آیا چنین زنی که در جامعه آن دوران نبیاکرم وجود داشت که در پس پرده گفت آیا پسری هست که من به عقد او در بیایم در جامعه کنونی ما نیز وجود دارد که خود داوطلب ازدواج شود؟
حجتالاسلام و المسلمین موحدی کرمانی همچنین افزود: شیوه ازدواج در دوران پیامبر به گونهای بود که نبی اکرم مهریه زن را خواندن قرآن قرار میداد و اکنون اگر از این مسائل آن دوران بگذریم اکنون باید بیاییم که تشریفات ازدواج جوانان را برداریم تا جوانان بتوانند با تمکنی که دارند ازدواج کنند.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
برچسبها:
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، حجت الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران عصر امروز در مراسم پانزدهمین سالگرد عروج عالم ربانی آیت الله هادی روحانی، نماینده فقید ولی فقیه در مازندران و امام جمعه بابل در مدرسه علمیه خاتم الانبیاء این شهر، انقلاب اسلامی را تجلی نور حقیقت و زنده کننده راه ولایت توصیف کرد و گفت: امام راحل، انقلاب اسلامی را برای زنده کردن راه غدیر که همان ولایت بود شکل داد تا نظامی مبتنی بر باورهای الهی شکل پیدا کند.
وی به توطئه های استکبار جهانی برای به شکست کشاندن انقلاب اسلامی اشاره کرد و افزود: دشمنان پس از پیروزی انقلاب از هیچ توطئه ای برای سرنگونی نظام الهی جمهوری اسلامی فروگذار نکردند و می توان رد پای آنها را در ایجاد گروهک های ضد انقلاب، ترورها و جنگ تحمیلی هشت ساله مشاهده کرد.
این استاد اخلاق حوزه های علمیه ملت ایران را وفادار به آرمان های انقلاب و تابع ولایت بیان کرد و گفت: مردم ایران هیچ گاه در مسیری که امام برای آنها در جهان معاصر گشود خسته نشدند و به همین دلیل امام راحل از مردم ایران به عنوان امتهایی بالاتر از امت دوران پیامبر(ص) و امیرالمؤمنان(ع) یاد کردند.
وی به برخی از تصمیم های نظام در دوران انقلاب علیرغم مخالفت امام راحل اشاره کرد و گفت: مردم همواره در راه امام بودند و اصلاً مشکلی در این راه نداشتند اما عده ای خاص با پذیرش قطعنامه جام زهر را به امام راحل تحمیل کردند.
حجت الاسلام والمسلمین صدیقی با اذعان به وجود برخی عناصر نفوذی در بین مسؤولان خاطرنشان کرد: از ابتدای انقلاب عده ای نفوذی خودشان را در بین نیروهای انقلاب جای دادند و سعی کردند تا خود را همراه آن نشان بدهند اما به تدریج ماهیت خود را علیه این نظام و ملت و ولایت فقیه نشان دادند.
وی از این عوامل نفودی به عنوان سرمداداران فتنه های دو دهه اخیر انقلاب یاد و تصریح کرد: عده ای نفوذی خواستند تا در فتنه ۱۸ تیر ۷۸ و نیز فتنه ۸۸ این نظام را سرنگون کنند اما مردم با هوشیاری و بصیرت و حضور فعال در صحنه با تبعیت محض از ولایت توطئه های آنها را خنثی کردند.
این استاد حوزه های علمیه ادامه داد: امروز دشمنان بعد از ناکامی در سرنگونی نظام در صدد هستند که دستاورهای انقلاب را نابود کنند و به همین دلیل اهتمام آنها برای نابودی دستاوردهای هسته ای در این راستا است.
امام جمعه موقت تهران با تجلیل از مقام عالم ربانی آیت الله هادی روحانی گفت: آیت الله روحانی عالمی بزرگ بود که در روز میلاد امام هادی به دنیا آمد و در روز شهادت آن حضرت به وصال معبود شتافت.
وی افزود: آیت الله هادی روحانی انسان خودساخته ای بود که دل از امام و رهبری انقلاب ربوده بود و آن بزرگواران همواره از ایشان به نیکی یاد می کردند.
حجت الاسلام والمسلمین صدیقی به علاقمندی مراجع تقلید به آیت الله روحانی اشاره کرد و گفت: مراجع تقلید به ایشان علاقمند بودند همواره ایشان را مورد تکریم قرار می دادند زیرا ایشان عالمی مخلص و ثابت قدم بود.
وی ادامه داد: بالاترین ویژگی مرحوم آیت الله روحانی ولایتمداری و تبعیت محض ایشان از ولایت فقیه بود که زبانزد خاص و عام است.
این استاد اخلاق در ادامه به حسن عاقبت برای انسان اشاره کرد و گفت: بسیار افرادی بودند که برای این نظام به زندان رفتند و شکنجه شدند اما امروز آنچنان از مسیر اسلام و انقلاب جدا گشتند که منکر کلام الهی و رسول خدا می شوند.
وی به نقشه های دشمنان برای نفوذ بیشتر در انقلاب اشاره کرد و گفت: برای مجلس خبرگان آینده نقشه های خطرناک زیادی دارند؛ از این بایدهوشیار باشیم.
برچسبها:
جهان نیوز - سیدکمیل باقرزاده: ماه مبارک رجب فرصت خوبی برای توبه و استغفار و بازگشت به سوی خدای متعال است. مضمون بسیاری از ادعیه مأثوره این ماه شریف نیز طلب آمرزش و توبه به محضر ربوبی است. در کتاب شریف اقبال الاعمال هم فصلی تحت عنوان «فضل الاستغفار و التهليل و التوبة في شهر رجب» آمده است که نشانه اهمیت توبه و استغفار در این ماه است.
از جمله روایات، پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «رَجَبٌ شَهْرُ الِاسْتِغْفَارِ لِأُمَّتِي أَكْثِرُوا فِيهِ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ فَإِنَّهُ غَفُورٌ رَحِيم». رجب برای امت من ماه استغفار است؛ در این ماه از خدا بسیار طلب مغفرت کنید، که او آمرزنده و مهربان است. برای همین است که گفته اند ذکر اصلی ماه رجب «أستغفر الله و أتوب إلیه» است.
اما آنچه بهانه این نوشتار شد اینکه: اخیرا آیت الله حائری شیرازی در نامه ای مشفقانه به موسوی و کروبی، ضمن برشمردن گناهان بزرگ این دو نفر، آنها را دعوت به توبه کرده اند. به نظر می رسد مسأله توبه سران فتنه را باید از چند جنبه بررسی کنیم.
۱ . آیا خداوند متعال توبه سران فتنه را خواهد پذیرفت؟
رحمت واسعه خدا لایتناهی است. خدا توّاب است. «هُوَ الذي یقبلُ التوبة عن عباده و یعفُو عنِ السیّئات». هیچ کس هم اجازه ندارد بگوید خدا توبه فلان کس را نمی پذیرد. از پیامبر اعظم(ص) نقل شده که فرمودند: روزی مردی گفت به خدا قسم که خداوند فلان شخص را نمی آمرزد. پس خداوند فرمود: این کیست که به من سوگند میخورد که فلانی را نمی آمرزم؟! من آن شخص را آمرزیدم و اعمال صالح آن دیگری را احباط و بیهوده گرداندم، چون گفت خداوند فلان شخص را نمی بخشد. البته توبه ای که خدا آن را می پذیرد، «توبه حقیقی» است، و توبه حقیقی مقدمات و شروط و لوازمی دارد که در جای خودش در آیات و روایات بحث شده است.
۲ . آیا ملّت ایران توبه سران فتنه را خواهد پذیرفت؟
قاطبه ملت ایران تاکنون هرجا که فرصتی برای ابراز نظر در خصوص سران فتنه یافته اند، به حق خواستار اشدّ مجازات (اعدام) برای آنها شده اند. از تظاهرات ۹ دی ۸۸ تا راهپیمایی ۲۲ بهمن ۹۲ تا طومار بیشمار امضائی که اخیرا سخنگوی قوه قضائیه به آن اشاره کرد. اما گمان من بر این است که چنانچه سران فتنه «توبه حقیقی» کنند، و واقعا از ظلم بزرگی که به ملت کردند پشیمان شده و به گناهان بزرگ خود در ماجرای انتخابات ۸۸ اعتراف علنی کنند، و از پیشگاه ملت و رهبری عزیز طلب بخشایش کنند، بعید نیست که مردم بزرگوار ایران از گناهان آنان درگذرند. البته یکی از شروط اساسی چنین توبه ای، تلاش سران فتنه برای بازگرداندن آن بخش از جوانانی است که بخاطر انحراف این دو نفر، گمراه شدند.
۳ . پس از توبه سران فتنه، وظیفه دستگاه قضایی چیست؟
پیش از این عرض شد که مجازات قانونی و شرعی این دو نفر با استناد به منابع حقوقی و فقهی، چیزی کمتر از اعدام نیست. با این حال براساس فقه و حقوق، چنانچه «توبه حقیقی» صورت گیرد و این دو نفر برای جبران ظلم بزرگی که در حق نظام کردند تلاش صادقانه ای از خود نشان دهند، چه بسا این مجازات قابل تخفیف باشد. البته آنچه گفته شد صرفا مربوط به جنبه عمومی جرم این دو نفر است؛ اما در مورد خونهای به ناحق ریخته و اموال به غارت رفته در ماجرای فتنه ۸۸، چنانچه شاکیان خصوصی وجود داشته باشند، به عنوان جنبه خصوصی جرم در جای خود قابل مطالبه و محاکمه است.
با این حال، احتمال دیگر در خصوص این دو نفر آن است که علی رغم اینکه خداوند توبه پذیر است، اما بخاطر خیانتها و جنایتهای غیر قابل جبران سران فتنه، توبه آنها مورد قبول ملت واقع نشود و دستگاه قضایی نیز مکلّف به محاکمه آنها و صدور اشد مجازات برای ایشان باشد. چنانکه امام خمینی(ره) درباره توبه شاه خائن می فرمایند: توبه تو پيش ملت پذيرفته نيست. ممكن است يك توبه حقيقى بكنى و مال مردم را دستشان بدهى و همه جنايات را جبران بكنى، خدا ممكن است بپذيرد. - خدا بزرگ است- اما ملّت نمی پذيرد. ما نمی توانيم توبه تو را بپذيريم؛ توبه تو مرگ است، توبه گرگ مرگ است. (صحيفه امام، ج ۳، ص ۳۹۱)
آینده پیش روی سران فتنه، آینده ای پر از بیم و امید است؛ باید صبر کرد و سرانجام این ماجرا را دید. آیا این دو نفر توبه خواهند کرد؟ آیا ملت ایران توبه آنها را خواهد پذیرفت؟ امید که چنین باشد. به هرحال، همه ما باید قدر فرصت ماه رجب را بدانیم و آن را برای توبه و بازگشت به سوی خدا و جبران خطاهای گذشته مغتنم شماریم، که «إنّه هو التوّاب الرحیم»..
برچسبها:
به گزارش خبرگزاری بسیج، در حالی که این روزها نظاره گر اسلام هراسی و ایران هراسی گسترده در مراکز صهیونیستی و فیلمسازی غرب همچون هالیوود هستیم، متاسفانه در غیاب نظارتهای کافی مسئولان فرهنگی، شاهد حمله به ارزشها و اعتقادات اسلامی در سبکی جدید در سینمای کشور خودمان نیز می باشیم.
با توجه به عکسهای اخیر منتشر شده از فیلم "آتش بس ۲" که تصویربرداری آن مدتی است به پایان رسیده، می بینیم میترا حجار بازیگر فیلم در حالی که حلقه ای را بر انگشت شست دست چپ خود دارد، به ایفای نقش می پردازد. گفتنی است انگشتر در شست دست چپ به معنی عضویت در گروه های شیطان پرستی و در دست راست به معنی همجنس گرایی است.
حال این سوال به وجود می آید که آیا این حلقه که پهنای آن نیز قابل توجه است از دید عوامل فیلم و خانم کارگردان دور مانده؟ آیا طراح صحنه و لباس "آتش بس ۲" متوجه اقدام خانم بازیگر در انداختن حلقه در انگشت شست دست چپ نشده؟ آیا خانم میترا حجار، شخصا و بدون اطلاع عوامل فیلم این انگشت را در دست خود انداخته؟ آیا کارگردان فیلم نسبت به این حلقه در انگشت شست دست چپ خانم بازیگر بی اعتنا بوده؟
با تمام این تفاسیر خبرگزاری بسیج امیدوار است در سالی که فرهنگ، سهم عمده ای از آن را به خود اختصاص داده، هنگام اکران "آتش بس ۲" شاهد اصلاح این موارد از سوی سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشیم.
برچسبها:
صراط نوشت: جمعی از دانشجویان شیرازی با شعار مرگ بر منافق و مرگ بر فتنه گر به استقبال علی یونسی رفتند.
منابع خبری گزارش داده اند که حضور یونسی دستیار ویژه روحانی در امور اقوام و اقلیتها در شیراز با حاشیه هایی همراه بود که باعث شد بیشتر برنامه های وی در این شهر لغو شود.
استقبال مشابهی چند روز قبل، از سید محمد خاتمی در دانشگاه شهید بهشتی تهران انجام شده بود.
بر اساس اخبار منتشرشده، در بدو ورود یونسی به فرودگاه شیراز، جمعی از دانشجویان اطراف وی را گرفته و شعار «مرگ بر منافق» و مرگ بر «فتنه گر» سردادند.
یک سایت اصلاح طلب نیز گزارش داده است که برخی از استقبال کنندگان پلاکارد دست نویسی با عنوان «موسوی و کروبی اعدام باید گردد» در دست داشتند.
همچنین علی رغم برنامهریزی شورای هماهنگی اصلاحطلبان استان فارس برای ملاقات یونسی با آیتالله ایمانی نماینده ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز و همچنین دیدار با بیت مرحوم آیتالله ملک حسینی، نماینده ولی فقیه در کهگلویه و بویر احمد، این آیات عظام حاضر به پذیرش یونسی نشدند.
از سوی دیگر، همایش عمومی اصلاحطلبان با همکاری جهاد دانشگاهی دانشگاه شیراز با حضور یونسی نیز به خاطر عدم صدور مجوز لغو شد.
برچسبها:
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله؛ سید حسین نقوی حسینی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با مهر، با اشاره به جلسه مشترک کمیسیون مطبوعش با وزیر اطلاعات که قرار است سه شنبه این هفته برگزار شود گفت: وزیر اطلاعات سه شنبه این هفته به منظور پاسخ به ۵ سوال نمایندگان مجلس شورای اسلامی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس حاضر خوهد شد.
وی با اشاره به سوالات نمایندگان از وزیر اطلاعات افزود: مهمترین و محوری ترین سوال نمایندگان از وزیر اطلاعات درباره شرح وظایف وزات اطلاعات است.
نماینده مردم ورامین در مجلس ادامه داد: نمایندگان در این جلسه درباره فردناشناسی که به همراه وزیر اطلاعات در یکی از جلسات وی شرکت کرده بود از آقای علوی سوال خواهند کرد که البته پیش از این نیز نمایندگان در این باره خواستار توضیح از سوی وزیر اطلاعات شده بودند اما پاسخ روشنی دریافت نکردند.
نقوی حسینی گفت: اخبار این جلسه به بیرون از آن درز کرده و در اختیار رسانه ها و مطبوعات قرار گرفته است که وزیر اطلاعات برای توضیح درباره این مسئله در کمیسیون امنیت ملی حاضر خواهد شد.
این نماینده مجلس همچنین خاطرنشان کرد: در حاشیه این جلسه نیز نمایندگان درباره مسائل امنیتی با وزیر اطلاعات صحبت خواهند کرد.
به گزارش مهر، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس روز سه شنبه دعوت از وزیر اطلاعات به منظور پاسخگویی به سؤالات علیرضا زاکانی، مشترک ۴۳ نفر از نمایندگان، مشترک ۱۶ نفر از نمایندگان و حمید رسائی مشترک ۵ نفر از نمایندگان را در دستور کار خود دارد.
برچسبها:
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، حجتالاسلام والمسلمین سید ابراهیم رئیسی در حاشیه آیین سی و پنجمین سالگرد شهادت شهید مطهری و بزرگداشت هفته عقیدتی و سیاسی که به همت سپاه حضرت سیدالشهداء (ع) استان تهران برگزار شد، در گفتوگو با فارس در جنوب استان تهران با اشاره به اینکه دستگاه قضا اراده جدی برای برخورد با فتنه داشته و همواره این اراده ادامه دارد، اظهار داشت: قوه قضائیه تردیدی برای مقابله با فتنهگران در خودش راه نمیدهد.
وی با بیان اینکه مردم عزیز ما اراده دستگاه قوه قضائیه را در برخورد با فتنه هم در گفتار و هم در رفتار دیدهاند، گفت: دستگاه قضا در برخورد با فتنه بسیار مصمم است و امروز بعد از گذشت این ایام برای همه این امر ثابت شده است.
معاون اول قوه قضائیه افزود: امروز که پردهها کنار زده شده است، بر همگان مشخص شده که جریان فتنه چگونه بوده است و خداوند متعال به حرمت بصیرت آفرینی رهبر معظم انقلاب و به حرمت بصیرت مردم نقشه فتنهگران نقش بر آب شده است و ملت ما توانستند بهجای آنکه خدای ناکرده خللی در انقلاب و ارزشهای نظام بهوجود بیاید راه خودشان را ادامه دهند.
رئیسی بیان داشت: امروز جز رسوایی برای فتنهگران چیزی از آن حادثه باقی نمانده است و نسبت به برخورد دستگاه قضا با فتنه ۸۸ هیچ تردیدی وجود ندارد.
وی در ادامه مواضع رئیس قوه قضائیه را ستودنی دانست و گفت: هم مواضع آیتالله آملی لاریجانی و هم مواضع مسئولان مختلف قضایی کاملاً قابل رصد کردن است که امروز قوه قضائیه برای برخورد با فتنهگران هیچ تردید ندارد.
این گزارش حاکی است، آیین سی و پنجمین سالگرد شهادت شهید مطهری و بزرگداشت هفته عقیدتی و سیاسی با حضور حجتالاسلام نعمتاله فخری مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه حضرت سیدالشهداء (ع)، سردار علی نصیری فرمانده سپاه حضرت سیدالشهداء (ع) استان تهران، قضات، مربیان عقیدتی سیاسی، معاونان سپاه استان تهران و هادیان سیاسی و ... در حسینیه فاطمه الزهرا (س) سپاه حضرت سیدالشهداء علیهالسلام استان تهران برگزار شد.
برچسبها:
شاید بیاغراق باشد اگر بگوییم جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری در جهان است که افرادی در حین اقدام به عملی به صورت کاملا آشکار و بدون هرگونه مزاحمتی، مدعی شدیدترین محدودیتها برای انجام آن عمل از سوی حکومت میشوند؛ اقداماتی که هم در شرع و هم در قانون کاملا محکوم هستند اما براحتی توسط برخی مدعیان انجام میگیرند و جالب آنکه فریاد «وا آزادی» آنها هم گوش فلک را پر کرده است.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از رجانیوز، تئاتر «هم هوایی» که این روزها در تالار حافظ تهران اجرا میشود، حکایت همین افراد است. ماجرای این نمایش درباره سه نسل از زنان ایرانی است که انقلاب اسلامی ایران زندگی آنان را نابود کرده و نهایتا هم سرنوشت آنان یا به مرگ و اعدام میرسد یا مجبورند روی سنگ قبر همسرانشان برای تغییر این اوضاع دعا کنند!
نماینده نسل اول زنان ایرانی، همسر یکی از شهدای پرافتخار دوران دفاع مقدس یعنی شهید «عباس دوران» است؛ خلبان شجاعی که هواپیمای نظامی خود را به هتل محل برگزاری اجلاس سران کشورهای عدم تعهد در بغداد کوبید و مانع از برگزاری این کنفرانس بینالمللی در عراق شد. اما روایت این مثلا همسر شهید از شوهرش، روایت عجیبی است: فردی که بسیار سیگار میکشد؛ در ماه رمضان، نهار میخورد و چایی را از دست نمیدهد؛ در شرایطی که اوضاع معیشتی مردم ایران در سختترین شرایط است، انبار خانه شخصی خود را پر از مواد غذایی و مایحتاج زندگی میکند و بسیاری از تصاویر حیرتانگیز دیگر که اصلا تناسبی با یکی از شهدای مطرح دفاع مقدس ندارد.
جالب اینکه همسر شهید از مسئولین حکومت هم گلایه میکند که چرا چهره واقعی شوهر شهیدش را به نمایش نمیگذارند؟! او حتی در سالنی که نیمی از حاضران آن را دختران شدیدا بدحجاب و بیحجاب تشکیل دادهاند، از رئیس دانشگاهی سخن میگوید که پسرش را به دلیل آنکه پیراهن آستین کوتاه پوشیده، مواخذه کرده است!
نسل بعدی زنان ایرانی که زندگی آنها توسط انقلاب اسلامی نابود شده، «شهلا جاهد»، همسر دوم یکی از فوتبالیستهای مشهور کشور و قاتل همسر اول اوست. بازیگر نقش جاهد، بارها تاکید میکند که در دوران مدرسه همیشه دخترها را به انجام حرکات مذهبی مجبور میکردهاند و همین مساله سبب شده تا او از دین زده شود. تاکید شدید بر فضای اختناق در مدارس دهه ۶۰ در حالی صورت میگیرد که در تمام مدتی که بازیگر این نقش مونولوگ میگوید، تلاش میشود تا او زنی عاشق و محجوب معرفی شود که تنها تاوان عشق خود به یک بازیکن فوتبال را داده است.
در توصیف دوران طولانی مدت زندان شهلا جاهد هم چنان شخصیت دوست داشتنی و فعال اجتماعی از او خلق میشود که انگار واقعا باید برای یک قاتل دل سوزاند. نهایتا هم بازجوها و مسئولین حکومت هستند که به «یک عاشق بیگناه» تلقین میکنند که قاتل همسر بازیکن فوتبال است و او را به پای چوبه دار میبرند و صندلی را از زیر پایش میکشند.
اما آخرین نسل از زنان ایرانی که یک دختر نسل سومی است، «سارا اسکندی»، یک کوهنورد معروف است که جان خود را در یکی از تلاشهای خود برای فتح یک قله خارجی از دست داده است. روایت نمایش «هم هوایی» از زندگی این شخصیت هم که نعل به نعل از روی صفحه ویکیپدیای این ورزشکار استخراج شده، حاوی حملات تند و البته بیدلیل به انقلاب اسلامی است. طبق معمول او در یک خانواده مذهبی بوده که پدرش اجازه تحصیل در رشته مورد علاقه وی را نداده و او را مجبور به تحصیل در رشته علوم آزمایشگاهی کرده است. اما او راه خودش را به صورت مستقل ادامه داد و ورزش کوهنوردی را به صورت حرفهای دنبال میکند.
نهایتا هم مرگ طبیعی او در اثر یک حادثه در تلاش برای فتح یک قله، به صورت کاملا بیربط به جمهوری اسلامی و مسئولین حکومتی نسبت داده میشود. عدم اثبات فتح یک قله دیگر توسط وی و تیم همراهش به فدراسیون کوهنوردی هم دستمایه توهین به مسئولین کشور میشود. حتی در این زمینه در مونولوگی کاملا بیارتباط و بدون دلیلی هم در توصیف فضای فتنه ۸۸ و سیاهنمایی از آن دوران علیه کشور، در نمایش قرار داده شده است.
جالب است که در این تئاتر، «قصاص یک قاتل» و «مرگ یک کوهنورد بر اثر حادثه» دستمایه سیاهنمایی از وضع زنان ایران در دوران پس از انقلاب اسلامی قرار میگیرد، بدون اینکه دلیل و علت موجهی برای آن تراشیده شود.
نمایش «هم هوایی» آنقدر ضعیف و بدون ایجاد ارتباط با مخاطب اجرا میشود که یقینا پس از پایان اجرا، هیچگونه اثری از آن باقی نخواهد ماند اما در این میان حلقه مفقوده «نظارت بر تئاتر» همچنان اصلیترین ایراد نظام پخش نمایش در ایران است که مشخص نیست چرا به اینگونه تئاترها که توهین علنی و رسمی به شهدا و انقلاب اسلامی هستند و حتی بدیهیترین مسائل نظیر حجاب حداقلی بازیگران هم در آنها رعایت نمیشود، مجوز نمایش داده میشود و پس از آن هم هیچگونه نظارتی صورت نمیگیرد تا احیانا شاهد تغییر متون دیالوگها توسط کارگردان و دیگر عوامل تهیه نباشیم؟
برچسبها:
دوستان طبق وعده ما این عکس ها را از همین لحظه در وبلاگ قرار دادیم . برای مشاهده به لینک دوستان کنار مطالب (سمت چپ) بروید و این معضل را ببینید یا در صورت خرابی لینک این آدرس را در قسمت وارد کردن آإرس مرورگر در سمت بالا وارد کنید .
با تشکر
www.soofreh.loxblog.com/page/badgirl
برچسبها:
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ تجمع دانشجویان در مقابل صحن مسجد الزهرا دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد و دانشجویان با شعارهای «مرگ بر منافق»، «مرگ بر فتنه گر»، «فتنه گر منافق اعدام باید گردد» نسبت به حضور خاتمی در این دانشگاه اعتراض کردند.
- این تجمع که در میان تدابیر امنیتی شدید مسئولین دانشگاه برگزار شد، پس از دقایقی پایان یافت.
- تدابیر شدید امنیتی تا آنجا بود که از حضور خبرنگاران واحد مرکزی خبر نیز جلوگیری شد.
- گفته می شود برنامه ای که خاتمی در آن حضور یافته است، بدون مجوز هیئت سه نفره دانشگاه و با مدیریت رییس دانشکده برگزار شده است.
- گفته شده است به دستور مستقیم طهرانچی رییس دانشگاه شهید بهشتی از ورود خبرنگاران جلوگیری شده است.
گزارش مشروح این تجمع بدین شرح است:
* دانشجویان خواستار محاکمه فتنه گران شدند
قبل از آغاز مراسم درهای ورودی دانشگاه شهید بهشتی به روی خبرنگاران و رسانهها بسته بود و حراست دانشگاه به شدت کارتهای دانشجویان را کنترل میکرد.
در این تجمع، مسئولان دانشگاه به بهانه عدم هماهنگی اجازه تجمع در فضای دانشگاه را ندادند و دانشجویان و جمعی از اساتید مجبور به تجمع مقابل مسجد دانشگاه شدند.
دانشجویان در این مراسم پلاکاردها و دستنوشتههایی به دست داشتند که روی آنها شعارهایی همچون « مرگ بر منافق»، «دانشگاه جای فتنه گران نیست»،« به جای اینکه فتنه گران را به زندان بیندازند به دانشگاه میآورند»، «دانشجو بیدار است از فتنه گر بیزار است»، « ورود فتنه گران با کدام مجوز و کدام هدف»بود.
در ادامه این تجمع دانشجویان معترض ضمن محکوم کردن حرکت خاتمی و افرادی که پای فتنهگران را به دانشگاه باز میکنند شعارهایی همچون «مرگ بر منافق»، «فتنهگر منافق اعدام باید گردد»، «مرگ بر فتنهگر»، «فتنه گر حیا کن دانشگاه را رها کن»، «موسوی، کروبی، خاتمی اعدام باید گردند»، سر دادند.
* نبوی: حضور فتنهگران در دانشگاه شهید بهشتی را به شدت محکوم میکنیم
حجت الاسلام سیدمحمود نبوی مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه شهید بهشتی در مراسم تجمع اعتراضی دانشجویان علیه ورود خاتمی به این دانشگاه با اشاره فرمایشات رهبر معظم رهبری بعد از فتنه ۸۸، گفت: انقلاب و فتنهگران با رحمت و رافت رفتار کرده و اگر فتنهگران همان اول پشیمان میشدند و ابراز پشیمانی میکردند قطعا نظام و مردم آنها را میبخشیدند.
نبوی ادامه داد: امروز هم دیر نشده است و اگر اکنون فتنهگران پشیمانی خود را اعلام کنند رافت نظام و مردم شامل حالشان خواهد شد.
وی افزود: دیروز مراسم بزرگداشتی در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد که متاسفانه از این فضای به وجود آمده استفاده سیاسی شد و آرامش دانشگاهی را که باید مهد علم و دانش و آرامش باشد به هم زدند و دل اساتید و دانشجویان مومن را جریحهدار کردند.
نبوی با بیان اینکه ورود خاتمی به دانشگاه شهید بهشتی بدون مجوز انجام شده است، گفت: قطعا خاتمی بدون هماهنگی در دانشگاه حضور پیدا کرده است و این کار درستی نیست.
مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه شهید بهشتی تاکید کرد: بعد از اتفاقاتی که دیروز در دانشگاه شهید بهشتی رخ داد بیش از صد نفر با من تماس گرفتند و ناراحتی خود را از این جریان اعلام کردند.
وی ادامه داد: دولت باید حواس خود را جمع کند که از این فضاهایی که در دانشگاه ایجاد میشود سوءاستفاده نشود.
نبوی خاطرنشان کرد: ما حرکتی را که دیروز رخ داد به شدت محکوم میکنیم و دوست نداریم که فضای دانشگاه آرامش خود را از دست بدهد.
* دانشجویان دانشگاه شهیدبهشتی خطاب به مسئولان این دانشگاه: نسبت به چرایی ورود عوامل فتنه به فضای دانشگاه پاسخگو باشید
همچنین دانشجویان دانشگاه شهیدبهشتی طی بیانیهای از مسئولان این دانشگاه خواستند تا نسبت به چرایی ورود عوامل فتنه به فضای دانشگاه و برخوردی دور از شأن دانشجو، توسط محافظین پاسخگو باشند.
دانشجویان در این بیانیه تاکید کردند: مسئولان دانشگاه باید نسبت به چرایی ورود عوامل فتنه به فضای دانشگاه و برخوردی دور از شأن دانشجو، توسط محافظین پاسخگو باشند و باید بدانند که مسند ریاست آنقدر هم شیرین و ماندگار نیست که بهای گزاف برای آن پرداخت شود.
متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:
" اگرچه نزدیک به ۵ سال از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ و فتنهانگیزی گروهی بیبصیرت و خائن میگذرد ولی اتفاقات تلخ آن دوران که ارزشها، اصول و باورهای مردم ایران اسلامی را هدف قرار داده بود فراموششدنی نیست.
۵ سال پیش مردم ایران ۸ ماه هزینه بیبصیرتی خواصی را دادند که با بازیگردانی اتاق فکرهای آمریکایی - انگلیسی، به بهانه «تقلب»در انتخابات، سعی در ایجاد اردوکشی خیابانی کردند تا از این مسیر، با نشانه گرفتن اصل نظام، به اهداف شوم خود جامه عمل بپوشانند، ولی این مردم بودند که مثل گذشته، با حرکتی مثالزدنی و خلق حماسه بزرگ ۹ دی پاسخ کوبنده و دندانشکن به این افراد دادند و نگذاشتند خونهای ریخته شده برای دفاع از این مرز و بوم با آمال و آرزوهای عدهای خائن به نظام و انقلاب، پایمال شود.
ولی با روی کار آمدن دولت «تدبیر و امید»، فضا برای حضور کسانی که سال ۸۸ فتنهانگیزی آنان محرز شده بود باز شد و متاسفانه با بیتدبیری دولت، فتنهگران به راحتی در پستهای مختلف اجرایی قرار گرفتند که نمونه بارز آن میتواند حضور شخصیتهای سرشناس فتنه در بدنه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری باشد، از این رو بود که هر آن انتظار میرفت با تصمیمگیریهای سیاسی و قرار گرفتن اشخاص معلومالحال در دانشگاهها، فضای علمی دانشگاهها تبدیل به فضای سیاسی و امنیتی شود، که اتفاق هم افتاد و شخصیتهایی که در برابر نظام قرار گرفته بودند فضا را مناسب دیدند تا دوباره به دانشگاهها برگردند تا از این مسیر، تلاش کنند اول چهره پلید خویش را تطهیر کنند و بعد آنچه در ذهن خود میپرورانند به دیگران دیکته کنند تا از این طریق به آنچه میخواهند دست پیدا کنند.
متاسفانه دیروز، دانشگاه شهید بهشتی شاهد حضور «محمد خاتمی» بود، کسی که با گفتار و رفتارش در سال ۸۸ فضای جامعه را ملتهب کرد و با لبخند دشمن کاری کرد که کام ملت ایران تلخ شود و با نادیده گرفتن حماسه بینظیر مردم در انتخابات ریاست جمهوری، تلاش کرد چهره نظام را مخدوش کند. دیروز در حالیکه «محمد خاتمی»برای مراسم ختم به دانشگاه آمده بود ولی با سوت و کف استقبال شد؛ و به راحتی به ایراد سخنرانی پرداخت و در این بین مسئولین دانشگاه شهید بهشتی نه تنها مانع ورود وی نشدند بلکه با حضور در مراسم از «خاتمی» به گرمی استقبال کردند.
البته این اقدام از ریاست دانشگاه شهید بهشتی و معاونانش بعید نبود و انتظار نمیرفت که در مقابل حضور یک فتنهگر در دانشگاه ایستادگی کنند چرا که با تغییر دولت، تمام تلاشها و انتصابات در دانشگاه شهید بهشتی حکایت از این داشت که به هر قیمتی نباید مسند ریاست از دست برود ولو به قیمت مسئولیت دادن به اصلاحطلبان تندرو و فتنهگران یا ایجاد تشکل خود ساخته و دستنشانده.
با این وصف، دانشجویان انقلابی دانشگاه شهید بهشتی از مسئولین دانشگاه میخواهند نسبت به چرایی ورود عوامل فتنه به فضای دانشگاه و برخوردی دور از شأن دانشجو، توسط محافظین پاسخگو باشند و باید بدانند که مسند ریاست آنقدر هم شیرین و ماندگار نیست که بهای گزاف برای آن پرداخت شود و از سوی دیگر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی انتظار دارند برخورد منفعلانه با اقدامات وزارت علوم را کنار گذاشته و به صراحت در مقابل فضای سیاستزده دانشگاه بایستند.
در پایان ما دانشجویان انقلابی دانشگاه شهید بهشتی میگوییم به عهدی که بستهایم پایبندیم و سر سوزنی از آرمانهای انقلاب کوتاه نخواهیم آمد،ادامه مسیر شهدا و دفاع از ارزشها و اصول انقلاب اسلامی را بر خود فریضه الهی میدانیم و در این مسیر،هر کسی بخواهد کوچکترین خللی ایجاد کند با پاسخ صریح و دندانشکن دانشجویان روبرو خواهد شد.
برچسبها:
بزودی عکس های جدید بد حجابی در تهران را در این وبلاگ نشان خواهیم داد . بزودی خواهید دید دختران دیگر ساپورتهایی می پوشند که کاملا ران پاهایشان به صورت عریان تماما معلوم است و فقط یک دامن خیلی کوتاه دارند این است کشور مسلمان ایران . اللهم ارزقنا شهادتا تعجیلا ....
برچسبها:
هشدار موج جدید بد حجابی در تهران
توجه : اسلام در خطر است همه آماده باشند
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، ظاهر شدن دخترانی بدون داشتن روسری در خودروهای شخصی در کنار یک راننده مرد، بار دیگر گواه بر فعالیت سازماندهی شده ای برای ترویج نوع دیگری از بدحجابی در بین مردم است.
طبق مشاهدات بسیاری از افراد که در محدوده برخی خیابان های پر تردد شهر صورت گرفته است، به تازگی ماشین هایی دیده می شوند که سرنشین جلوی آن دخترانی هستند که روسری را از سر خود برداشته و کاملا بی حجاب شده اند و راننده مردی نیز بدون داشتن مقصدی معین در حال چرخاندن این مانکنان در خیابان هستند، که نمونه این خودرو ها را می توان عصر هنگام در محدوده خیابانی نظیر شریعتی از جنوب به سمت شمال مشاهده کرد.
این نخستین بار نیست که این قبیل پوششهای نا به هنجار توسط مانکن هایی در سطح شهر تبلیغ می شوند. به عنوان نمونه پوشش ساپورت که بالاتر گفته شد، نخستین بار توسط دختران مانکن و با حضور در پاساژ ها و مراکز خرید در حالی که این نوع پوشش را بر تن داشتند، در میان مردم تبلیغ و شروع به گسترش کرد.
این در حالی بود که قیمت این نوع پوشش در همان زمان نیز بسیار ارزان بوده و در بسیاری از مغازه ها میشد آن را با قیمتی نظیر ۵ هزارتومان نیز خریداری کرد.
اکنون نیز، حضور چنین مانکن هایی در داخل ماشین هایی که سطح شهر را بدون مقصد خاصی در حال چرخیدن هستند با وجود آنکه علی الظاهر هیچ گونه سود مادی نیز برای آنان ندارد، نشان دهنده آن است که جریانی پشت پرده این قضایا وجود دارد که پله به پله در حال کشاندن بدنه جوان جامعه به سمت بی حیایی، بی حجابی و بی عفتی است و اینک بعد از گسترش موفق پوشش ساپورت، در حال پیاده سازی مرحله بعدی برنامه خود هستند.
در این میان لازم است به صحبت های سردار احمدی مقدم در فروردین ماه ۱۳۹۰ اشاره شود که وی ضمن تاکید بر برخورد با مظاهر بی حجابی و بدحجابی، این طور عنوان کرد که خودرو از مصادیق حریم شخصی محسوب نشده و برخورد با خودروهای هنجار شکن در زمینه حجاب در دستور کار پلیس راهنمایی و رانندگی قرار دارد، در صورتی که متاسفانه تا کنون با وجود مشاهده بسیار اینگونه خودروهادر همین ایام، شاهد برخورد قاطعي از سوی پلیس محترم راهنمایی و رانندگی با آنان دیده نشده است و شايد هم برخوردي شده اما جسارت بي حجابان از حد گذشته است.
مع الاسف در صورت عدم برخورد جدی با این پدیدهی در حال گسترش، به زودی باید شاهد خودرهایی در سطح شهر باشیم که دختران حاضر در آن روسری خود را برداشته و بدون حجاب کامل در حال رانندگی در خیابان ها هستند .هشدار موج جدید بد حجابی در تهران
توجه : اسلام در خطر است همه آماده باشند
برچسبها:

فقط خوانندههای ساکن لس آنجلس بودند که موزیک ویدیوهای مبتذلشان را در اختیار شبکه های ماهوارهای قرار میدادند. چند سالی که گذشت نوبت به خوانندههای موسیقی زیرزمینی رسید و آنها که دریچه برای عرضه هنرشان پیدا نمیکردند بهترین راه را شبکههای ماهواره ای میدیدند و از این راه فرصتی برای دیده شده پیدا میکردند حالا به هر قیمتی. واما ماجرا به همینجا هم ختم نشد. یکباره با کار سنگینی که شبکههای ماهوارهای بهصورت چراغ خاموش انجام دادند یکباره قبح پخش نماهنگ خوانندهها در شبکههای مبتذل ماهوارهای ریخت و حتی بعضی اساتید و فرزندان اساتید موسیقی هم حاضر به پخش نماهنگهایشان در این شبکهها شدند.
حالا هم که دیگر حتی خوانندههایی که مجوز رسمی از دفتر موسیقی وزارت ارشاد دریافت میکنند، موزیک ویدیوهاشان از شبکههای رنگارنگ ماهواره ای پخش میشود.
اگرچه اکثر این خوانندگان از پخش ویدیوهای این چنینی در شبکههای ماهوارهای اظهار بیاطلاعی میکنند و بعضا حتی خواستار شکایت از این شبکهها هم میشوند. اما واقعیت پیچیدهتر از اینهاست.واقعیتی که برای دانستنش در ابتدا باید دانست اساسا سازوکار پخش در شبکههای ماهوارهای چگونه است؟ ویدیوهای با کیفیتهای بسیار بالا چگونه به دست این شبکهها میرسد؟ آیا واقعا امکان دارد خواننده از پخش ویدیوی با کیفیت اثرش بیاطلاع باشد؟ آیا اصلا پخش ویدیوها بدون اطلاع خواننده پیگرد قانونی ندارد؟ چگونه خوانندههای زیرزمینی در تهران جولان می دهند و ویدیوهای بعضا مستهجن را میسازند و آزادانه پخش میکنند؟ آیا هیچ نهادی برای نظارت وجود ندارد؟ چگونه است که خوانندهای از طریق همین شبکهها و ساخت ویدیو درتهران مشهور میشود و بعد هم آزادانه مجوز آلبوم دریافت میکند؟
اینها همه سوالاتی است بی پاسخ که همواره ابهامات عجیبی را به همراه داشته است. در ادامه نمونههایی از چند خواننده که در تهران ویدیو میسازند و در لس آنجلس پخش میکنند میآید تا شاید هشداری باشد برای برخی مسولینی که چشم هایشان را عمدا روی برخی مسایل بستهاند و از آن به راحتی عبور میکنند.
زانیار خسروی
زانیار خسروی برادر سیروان خسروی از خوانندههای موسیقی پاپ است که چند ماهی است اولین آلبومش مجوز گرفته و اولین کنسرتش را هم را چند روز پیش برگزار کرد. اما قبل از دریافت مجوز ویدیوهای مختلفی از او در شبکههای ماهوارهای پخش میشد که البته همینها هم باعث معروفیت او شد. آیا هنگام دریافت مجوز کسی از او سوال درباره آن ویدیوها پرسیده است؟ آیا از نحوه ساخت آن در تهران و چگونگی پخش گستردگی آن در شبکههای ماهوارهای اطلاعی کسب شده یا مسولین دفتر موسیقی خواستهاند مثلا با مجوز دادن های این چنینی، روی خوشی به برخی عناصری که دل خوشی هم از انقلاب و نظام ندارند، نشان دهند و فضا را به زعم خودشان باز و آزاد نشان دهند.
نیما مسیحا
یکی دیگر از خوانندگان مجوز داری که ویدیوها او چه خواسته و ناخواسته به شبکههای ماهوارهای راه یافته است، نیما مسیحا است. نیما مسیحا یکی از خوانندگان قدیم موسیقی پاپ ما به شمار میرود که از ابتدای فعالیش در صدا و سیما هم حضور پررنگی داشت و از این رسانه به نحو احسن برای عرضه کردن هنرش استفاده کرد. طبق قوانین صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هر گونه همکاری اهالی موسیقی با شبکه های ماهواره ای ممنوع است و آن دسته از خواننده هایی که موزیک ویدیوهایشان از این شبکه ها پخش گردد دچار ممنوعیت کاری می شوند. بر این اساس ، معمولا خواننده های مجاز به خصوص خواننده های سازمان صدا و سیما با شبکه های ماهواره ای همکاری نمی کنند. همین نکته باعث تعجب است که چگونه کلیپ نیما مسیحا به پخش گسترده رسیده است. البته این نکته را هم باید گفت که موزیک ویدیو نیما مسیحا فاقد هرگونه مشکل محتوایی است و به راحتی قابلیت پخش در داخل کشور را دارد.
آرمین زارعی
آرمین زارعی ملقب به ۲afm خواننده زیرزمینی دیگری است که در شهر رشت ویدیو میسازد و در شبکههای ماهوارهای پخش میکند کلیپ غیر اخلاقی او که اخیرا با همکاری رپر های زیر زمینی تولید کرده، هم یکی از این ویدیو کلیپها است. جالب اینجا است که در این ویدیو چند ترفند تبلیغاتی هم گنجانده شده و یک مکان خاص در شهر رشت بدون هیچ نگرانی تبلیغ شده است! حالا چرا با این احوالات مسولان فرهنگی هیچ اقدامی را در دستور کار خود قرار نمیدهند جای سوال دارد.
حبیب محبیان
دو سال پیش بود که حبیب محبیان که بعد از انقلاب از ایران خارج شده بود، باز به ایران بازگشت و فعالیتهایی را مبنی بر کسب مجوز قانونی انجام داد که هنوز هم دادن یا ندادن مجوز او در هالهای از ابهام قرار دارد.فارغ از اینکه او چرا و چگونه بازگشته است و از این به بعد چه رفتاری باید با او داشت در مورد محبیان یک نکته تلخ وجود دارد.حبیب که ساکن یکی از شهرهای شمالی کشور است و بدون هیچ مشکلی زندگی میکند،گویی هیچ وقعی به دستگاههای فرهنگی قانونی نمینهد و بی هیچ دردسری برای شبکههای ماهوارهای کلیپ تولید میکند.بامزهتر اینجاست که حتی به اعتراضهای بهوجود آمده هم پاسخ نمیدهد و تو گویی پشتش چنان گرم است که ترجیح میدهد بهجای پاسخ دادن ،مدیریت موسیقی را به سخره بگیرد.
یک هشدار
نمونههای این چنینی کم نیستند و افرادی از جمله امیرعلی نورایی، یاسر بختیاری (یاس)، امیر حسین مقصودلو (تتلو)، سعید کرمانی، رضا شیری، سعید تاتایی و ... تنها نام برخی از افرادی است که در ایران فعالیتهای این چنینی انجام میدهند. متاسفانه اقداماتی از این دست روز به روز بیشتر میشود و مسولان فرهنگی کمکاری میکنند و از برخی مسائلی که نباید، به راحتی میگذرند. در گزارشهای بعد به سراغ مسولان خواهیم رفت و پاسخهای آنها را در این باره خواهیم شنید.
منبع:فارس
برچسبها:
http://www.soofreh.loxblog.com/page/ahmadiroshan
برای دیدن این مصاحبه بسیار مهم و سیاسی فرهنگی وارد لینک بالا شوید :
برچسبها:
به گزارش پایگاه ۵۹۸، بعد از ظهر سه شنبه حضور یکی از متهمان اصلی فتنه ۸۸ در محل دانشگاه شهید بهشتی خبرساز شد.
بر همین اساس امروز مراسمی تحت عنوان گرامیداشت مرحوم دکتر صادقی، پدر زن سید محمد خاتمی و از اعضای قدیمی هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی در این دانشگاه برگزار شد که «سیدمحمدخاتمی» از متهمان اصلی فتنه ۸۸ توسط برخی از اعضای هیئت علمی این دانشکده به این مراسم دعوت شده بود.
اخبار واصله به «خبرگزاری دانشجو» حکایت از این دارد که پس از انتشار خبر ورود «سیدمحمدخاتمی» به دانشگاه شهید بهشتی، دانشجویان با شعارهای «مرگ بر فتنهگر» و «مرگبرمنافق» به استقبال وی رفتند.
شنیدهها حاکی از برخورد محافظین با دانشجویان و ضربوشتم تعدادی از معترضان است.
همچنین براساس این خبر، «سیدمحمدخاتمی» در برابر برخورد محافظین با دانشجویان، واکنش خاصی از خود نشان نداده و پس از چند دقیقه حضور در محل مراسم، از دانشگاه شهید بهشتی خارج شده است.
برچسبها:
الهام چرخنده، مدتی قبل تر نیز عکسی از خود را که در حرم مطهر امام رضا(ع) گرفته شده بود و دارای حجابی کامل نیز بوده است در صفحه اینستاگرام خود قرار داده بودند.
این حرکات ارزشی، واکنش های متفاوتی را نیز به دنبال داشته است که از تحسین و تمجید (البته کمتر!) بوده است تا تخریب و چسباندن انگ هایی چون چاپلوسی از سوی مخالفان و البته در این میان رسانه های بیگانه نیز بیکار ننشسته اند.
حتی چندی قبل عده ای نیز اقدام به شکستن شیشه های ماشین این هنرمند کرده اند.
تاجایی که خود خانم چرخنده در صفحه اینستاگرام شون با دلی شکسته و البته امیدوار و "محکم" از این واکنش ها متنی را قرار داده اند
برچسبها:
جهاننیوز ـ ابوذر علویتبار: حجتالاسلام حسن روحانی روز سه شنبه در افتتاحیه نمایشگاه کتاب، اظهارنظر عجیبی داشتهاند که بیش از آنکه بوی تعقل از آن به مشام برسد، بوی تدبیر میدهد؛ تدبیر برای جمعآوری وجهه در میان شبههنرمندان!
رئیسجمهور در سخنرانی خود در اظهارنظری شگفت، با بیان اینکه همه ما از جمله دولتمردان نیازمند به ارشاد توسط صاحبان فرهنگ هستیم، اظهار داشت: صاحبان فرهنگ ما نیاز به ارشاد و گشت ارشاد ندارند (!) آنها باید بگذرند و عبور و تماشا کنند، دیگران را ارشاد کنند و اینها احترام فرهنگ، دین و جامعه را به خوبی حفظ میکنند(!)
البته آقای دکتر روحانی پیش از این نیز لب به چنین اظهارنظرهای شاذی باز کرده و با مخالفت با تقسیم هنرمندان به ارزشی و غیرارزشی گفته بود: «هر هنرمندی میخواهد به معنای جهان و عمق جهان برسد، اگر بگوییم هنر مرده را زنده میکند سخن به گزاف نگفتهایم!»
در همین رابطه نظر رئیسجمهوری محترم را به برخی از رفتارهای همین قشری که از نظر آقای روحانی نباید به ارزشی و غیرارزشی تقسیم شوند و باید دیگران را هم ارشاد کنند(!) جلب میکنم:
۱-یکی از مهمترین پیامدهای اجتماعی ناشی از فتنه ۸۸، پرده بر افتادن از نابسامانیهای اندیشهای و رفتاری منورالفکران غربزدهای است که متاسفانه بخش قابل توجهی از پیاده نظام جامعه به اصطلاح هنری کشور را در برگرفتهاند. با گذشت نزدیک به ۵ سال از انتخابات سال ۸۸، گویا تنها قشری از جامعه که کماکان بر رفتارهای ضدمردمی و ضددموکراسیخواهانه خود اصرار دارند؛ همین قشر شبههنرمندی هستند که حتی کوچکترین انتقادی را نیز بر نمیتابند و در تازهترین رفتار قبیلهای خود، یکیاز همصنفان خود را به خاطر یک تبریک آماج حمله قرار دادند!
قابل توجه آقای رئیسجمهور، ماجرا از زمانی آغاز شده که الهام چرخنده بازیگر زن سینمای ایران در یک برنامه زندهتلویزیونی، با خواندن شعری در وصف امام علی(ع)، فرا رسیدن سال جدید را به رهبر معظم انقلاب تبریک گفت. راه انداختن کمپین در شبکههای مجازی برای تمسخر این بازیگر زن، کوچکترین واکنش منورالفکرها به یک تبریک کوچک بود که تا تخریب شخصیت و چسباندن انگ چاپلوسی و تهمت پول گرفتن برای عرض ارادت (!) پیش رفت.
حمله به بازیگری که به رهبرش تبریک فرستاد! +فیلم
البته در این میان نقش رسانههای بیگانه نیز کمرنگ نبود و سیل نظرات و لینکهای توهین به این بازیگر باعث شد تا او نیز دوباره لب به شکوه گشوده و این گونه در صفحه اجتماعی خود بنویسد: «دلم شکست... اما، عجیب محکمتر شدم! وقتی شنیدم آقایان در آن سر دنیا دورتر از خاک میهنم، وطنم؛ دینم با فریاد به "الهام" خواهر شما مردم نازنین، هزاران تهمت و ناروا فرستادند.... باکی نیست! چرا که من آزاد هستم و بر باورم راسخ... آری؛ من دختر ایرانزمین مرید مولایم...» این اقدام مدعیان آزادی بیان که البته به نظر رئیس جمهور ضدارزشی نباید خوانده شوند، اولین رفتار از این دست نبود وپیش از آن نیز بارها تکصداهای جامعه هنری را مورد نوازش (!) قرار داده بود!
۲- ماجرای توهین دو بازیگر به علیرام نورایی بازیگر سینما که در فیلم قلادههای طلا نقش سرحلقه جاسوسان سازمانهای اطلاعاتی بیگانه را بر عهده داشت که پس از حضور در ایران در راهپیماییهای سکوت جنبشسبز شرکت میکند و دست به آشوب میزند؛ یکی از عجیبترین مواردی است که تاکنون سینمایایران به خود دیده و بد نیست آقای روحانی کمی درباره آن تحقیق کند تا ببیند قرار است چه کسانی، بعد از این مردم و دولت را ارشاد کنند!
رسانهای شدن اتفاق زشت توهین به علیرام نورایی برمیگردد بهمصاحبه محمد خزاعی تهیه کننده قلادههای طلا؛ جایی که اوگفته بود: «برخورد اخیری که با علیرام نورایی جلوی تئاتر شهر صورت گرفته، خیلی بدتر از ماجرای آقای «کمال تبریزی» بوده است. ظاهراً ایشان هنگام برگشت از محل کار، در محوطهی تئاتر شهر با توهین شدید و بیادبی یک بازیگر زن سینما (باران کوثری) و یکی دو نفر دیگر از دستیار کارگردانهای سینما مواجه میشود که ماجرای آنها مفصل است.»
البته این بازیگر آینده دار سینمای ایران که بعد از بازی دراین فیلم، ازسوی همصنفانش بایکوت شده دراین باره گفت: «من ترجیح میدهم در این باره صحبت نکنم اما فقط در این حد میگویم که باندبازیها آن قدر امتداد یافته که حدودا دو هفته قبل برای کمک به زلزلهزدگان آذربایجان در گردهمایی سینماگران شرکت کردم اما بیدلیل از آن جمع اخراج شدم. متاسفانه یکی از هنرمندان حاضر در جمع، مرا از جمع اخراج کرد آن هم با بیانی کاملا نامحترمانه...»
۳- البته بد نیست آقای رئیس جمهور بداند که علیرام نورایی بازیگر فیلم سینمایی قلادههای طلا تنها کسی نبود که به واسطه حضور در این فیلم دچار دردسر شد. ابوالقاسم طالبی کارگردان، امین حیایی و محمدرضا شریفینیا دیگر بازیگران این فیلم نیز از توهینها بینصیب نماندند.
حتی بد نیست ایشان بدانند همین آقای شریفینیایی که درمراسم تنفیذ خودش نیز حضور یافته بود، کسی است که ۴ سال پیش و پس از حضور مشابه در مراسم تنفیذ محمود احمدینژاد درسال ۸۸، آماج توهین هنرمندان سبزمسلک قرار گرفت. حتی فشارها بر او و خانوادهاش تا جایی پیش رفت که وقتی این بازیگر سینما بههمراه ۲ دختر بازیگر خود به یک کنسرت رفته بودند،
ناگهان با حمله و توهین سازمانیافته از یک گوشهی سالن کنسرت مواجه شدند به گونهای که مسئولان کنسرت بهناچار او و خانوادهاش را بهسرعت از گوشهای از سالن خارج کردند تا به آنها صدمهای نرسد و لابد این واکنش در همان راستای حفظ احترام فرهنگ، دین و جامعه بوده که هنرمندان (از دید آقای روحانی) به خوبی در راستای آن در حرکتاند!
۴- حضور در دیدار با رهبر معظم انقلاب هم به نظر کسانی که قرار است بعد از این دولت و جامعه ما را ارشاد کنند، جرم است! آقای رئیسجمهور اگر این نکته را باور ندارد از خانم پروانه معصومی بپرسد که چگونه پس از سخنرانی در دیدار رهبری با بازیگران و سازندگان سریالهای تلویزیونی صدا و سیما درتیرماه ۸۹ مورد بیمهری بخشی از همصنفانش قرار گرفته است.
۵- درد بی حیایی و بی اخلاقی در بخشی از فضای هنری کشور و بین طیفی از بازیگران و سینماگران هم داغ کمی نیست که در گزارشی کوتاه بگنجد. کشف حجاب و پوشش تعدادی از بازیگران زن در خارج از کشور، اغفال و جسارت اخلاقی به برخی علاقه مندان به بازیگری از سوی فلان سینماگر (که خبرش همه جا پیچید)، ساخت برخی فیلم ها که پر از نکات غیراخلاقی و آموزه های ناهمخوان با فرهنگ دینی و ملی مردم است و... تنها اشاراتی کوتاه در این حوزه است.
۶ - و نکته آخر اینکه، آقای رئیسجمهور را به جای مشورت با وزیری که دلیل شرکت نکردن در تنها جشنواره سینمایی مردمی انقلاب (عمار) را نداشتن وقت عنوان کرده، به شنیدن درد و دلهای امثال ابراهیم حاتمیکیا، مجیدمظفری، محمدعلی کشاورز، فریبرز عربنیا، جهانگیر الماسی، فرجالله سلحشور و ... درباره وضعیت اخلاقی و رفتاری جامعه هنری کشور جلب میکنیم تا وضعیت واقعی به اصطلاح برخی مدعیان هنر را درک کنند...
برچسبها:

مشاور معاون اجرایی رئیس جمهور افزود: برخی مردم مایل هستند که به نفع اهداف خاصی از دریافت یارانه نقدی کنار روند و بنابراین، دولت این تدبیر را اندیشیده است که مردم برای هر موردی که دلخواهشان است، یارانه شان را تخصیص دهند.
وی تصریح کرد: در عین حال، مردم می توانند یارانه خود را برای مدتی کوتاه و مشخص یا همیشه، به این امور اختصاص دهند و برای مدتی کوتاه از دریافت یارانه نقدی انصراف دهند.
به گفته بهرامی ارض اقدس، فکر می کنم که اگر این طرح پخته و آماده شود، شاهد خیل عظیمی از افرادی باشیم که به نفع این امور کنار می روند و دولت را کمک می کنند که در انجام برنامه های خود موفق باشد.
وی اظهار داشت: البته بخشی از جامعه نیز قبل از اعلام نرخ حاملهای سوخت ثبت نام کردند چراکه افزایش باعث شده بود که این فضای نگرانی از قیمت حاملها و شیب افزایش آن بوجود آید و بنابراین، عده ای به طور احتیاطی برای دریافت یارانه ثبت نام کردند و منتظر شدند که اگر قیمت سوخت افزایش چشمگیری همانند دور اول هدفمندی که قیمت ۴ برابر شد، داشت، یارانه را برای جبران هزینه خود دریافت کنند.
به گفته بهرامی ارض اقدس، هم اکنون که مشخص شده افزایش نرخ حامل های سوخت چشمگیر نبوده و شیب آن ملایم است، ممکن است مردم انصراف دهند.
منبع: مهر
برچسبها:
وقتی که تیم ملی هندبال برای اولین بار به جام جهانی صعود کرد کم تر کسی فکر می کرد که از این تیم تجلیل نشود !!!!!!!
وقتی که هندبالیست های تیم ملی اعتراض خود را با نامه ای به وزارت ورزش و جوانان اعلام کردند وزارت خانه هم به جای
عذز خواهی و جبران سرمربی و کادر فنی تیم ملی را عوض کرد و این کار خشم هندبالیست های ملی پوش را در پی داشت
و عده ای از آنها در اعتراض به این موضوع اردو را رها کردند و نامه دیگری را فرستادند و مراتب اعتراض خود را اعلام کردند اما
متاسفانه وزارت عکس العمل خود را نشان داد . دکتر گودرزی وزیر محترم وزارت ورزش و جوانان در واکنش گفتند که بهتر است عده
ای در کارهای مدیریتی و تخصصی ما دخالتی نکنند و فضا را تند تر نکنند .!!!!!!!!!!!!
وزیر محترم دولت جناب حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی بله !!!!! نباید کسی در کارهای مدیریتی و تخصصی دخالت کند
ولی شما که اینقدر حرفه اید به سه سوال ماهم جواب بدهید لطفا !
1- چرا بجای حاشیه سازی از بچه های تیم ملی که کار بزرگی را کردند تقدیر نکردید و بجای آن به حاشیه پرداختید !!!!
2- آیا بچه های تیم ملی حق اعتراضی ندارند و در این ورزش حق دخالت و مشورتی هم ندارند .
3-آقای گودرزی عوض کردن کادر فنی در زمانی که دو رویداد مهم جام جهانی و بازیهای اینچیون آيا حرفه ای است سرمربی را
عوض کرده و کس دیگری را جایگزین او کنیم .
برچسبها:
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو» - فرهان؛ دمِ عید بود و اَبوی جانمان ما را با اهل بیت فرستاده بود تا برویم چِش و چال بازار را درآورده و دمِعیدی کأنه حوران و غلامان بهشتی نونوار و شیکوپیک بشویم!
آقا ما رفته بودیم توی یک مغازهای و داشتیم برای خودمان سوت میزدیم و اجناس را می پاییدیم که دیدیم یک بانویی با یک پوشش خیلی استغفراللهی دارد با فروشنده بر سر یک رأس تنبان نیممتری(!) چکوچانه میزند که اِلاولله باید بگذاری پرو نمایم!
فروشنده هی قسم و آیه وصلهپینه مینمود که این ساپورت است باجی! پرو ندارد که! آن بانو اما میگفت میخواهم ببینم رنگش به رنگ فلان لباس و مدلش به مدل فلان لباسم میآید یا نه!
خلاصه از ایشان انکار و از اوشان اصرار. با عشوه و کرشمهای که آن بانو از خودشان صادر مینمود خود شیطان هم آب به دهان میآمد چه برسد به آقای فروشنده! در نهایت قروغمزهها کارگر افتاد و آن آقای آب به دهان افتاده فروشنده اجازَت پرو را صادر نمودند.
آن تُرک شیراز(همان بانو را عرض می نمایم!) با یک دنیا عشوه و کرشمه، لبخند ملیحی بر کنج لبان خویشتن نشانده و خرامانخرامان به سمت اتاق پرو روان گشتند!
بنده همان گوشهموشهها ایستادهبودم و سخت حیران بودم که آخر این تنبان نیممتری چهطوری به تن این بانوی دومتری جا می شود!
در همین حیصوبیص بودیم که یکهو دیدم از توی اتاق پرو صدای ترقتوروق میآید. یاللعجب! پرو با اعمال شاقه!؟ بانو در آن اتاق نیممتری کشتی کج میگیرد مگه!!!
آقا جایتان خالی! رگ سوپرمَنیمان جنبید و داشتیم آماده می شدیم کأنّه بَتمن شیرجه زده و آن بانو را از درون آن اتاق نجات دهیم خوب!
خدارا شکر که ننهجانمان آنجا بود و بیدرنگ وارد عمل گشته و ضمن منصرف نمودن این بنده از آن اقدام پتروسمآبانه، یک مجموعه اسرار مگو را برایمان فاش نمود که:
بالامجان! ساپورت، بسیار و بسیار و بازهم بسیار تنگ میباشد و آدمیزاد به این راحتیها تویش جا نمیشود! برای جاگیر شدن توی این تنبان، جماعت باید یکسری اعمال پَرشی، افقی و عمودی را ردیف نماید تا فیالنهایه تنبان رضایت دهد و آدمیزاد را توی خودش جا دهد! این صداهای مهیب از این پرشها و آن اعمال ناشی گشته و نیازی به سوپرمنبازیهای کچلچلاغی چون تو نمیباشد...
ایول ننه! عجب پخمه بازی داشتیم مرتکب میشدیمها!
القصه! ننهجانمان همچنان داشت اسرار مگوی این تنبان کذایی را برایمان فاش مینمود که آن بانو خرامانخرامان از اتاق بیرون آمده، تنبان مذکور را به قیمت نیمارزن خریداری نمودند...
البته بنده اگر جای ایشان میبودم و خودم را با چنین اعمال شاقهای توی یک تنبان نیممتری میچپاندم، حداقل میگذاشتم یک سالی توی تنم بماند که به آن همه جانفشانیها و کشتیکج گرفتنهای هنگام پوشیدنش بیارزد!
از این واقعه کذایی ساعتی نگذشته بود و ما در خیابان داشتیم با عیال و اطفال اَبویجانمان همینطوری راه میرفتیم برای خودمان.
دوروبرمان پرشده بود از جماعتی که خودشان را توی این تنبانهای کذایی چپانده بودند! تنبانهایی تنگ، چسبان و در رنگهای متنوع! بنده حتی به رأی العین، گورخریاش را هم مشاهده نمودم!
از این جا به بعد یک چیزهایی می خواهم بگویم خیلی بیتربیتی است، میترسم بچههای زیر ۱۸ سال هم بین مان باشند و خدایی ناکرده چش و چالشان open بشود. آنوقت تُف و لعنت خانم والدهشان دامنمان را بگیرد و دور از جان سوسک شویم! جسارتاً شما گوشتان را بیاورید جلو، بنده بقیهاش را توی گوشتان بلغور نمایم:
این تب کذایی و این تنبانهای کذاییتر، نه تنها به جماعت اناث که به جماعت ذکور نیز سرایت نموده و ساپورت ذکورانه نیز خروارخروار کأنه آجیل شب عید به فروش میرسد! یکسری از جماعت ذکور هم در حالی که بنده به رأیالعین رویت مینمودم که رگ غیرتشان نخنما و سولاخ گشته، ساپورت میخرند و میپوشند. توی شهر رژه می روند و ...
حالا تو فکر کن تا چند وقت دیگر ساپورتهای پاره هم مد بشود!
حالا تو فکر کن با این فاقهای فینگیلی، حضرت مذکور از آن آدمهای روشنفکر و مکشمرگما باشد و بخواهد خم بشود و یک زبالهای را از زمین بردارد، آن وقت...
حالا تو فکر کن طرف یک لباس کوتاه و کمری هم پوشیده باشد و همینطوری که دارد راه میرود برای خودش، یکهویی خسته بشود و بخواهد روی یک نیمکتی جلوس نماید، آن وقت...
(هرچه میخواهم بگویم بیتربیتی و خاک بر سری است! آخر چه بنویسیم که سانسور نشود باباجان!)
ای بابا! ماشاءالله شما هم گوشتان خیلی کثیف استها! یک ذره نظافت داشته باشید جانم! اصلاً بروید عقب باباجان! این سیکرتبازیها به ما نیامده...
عرض می کردم خدمتتان...
حلقوم جر خورده جماعت طبیبان که هی صدا میاندازند توی چاله گلو و از مضرات این تنبانهای کذایی بلغور مینمایند به کنار...
(رویم به دیوار، گلاب به روتان...) افاضات جماعت اورولوژیست هم که حسابی سرخآبی شدهاند تا بیماریهای حاصل از این تنبانها را توی گوش ذکور بچپانند به کنار...
چشم های وق زده چشمسفیدهای پلاس تو خیابان که تا کیلومترها پشت سر این اناث ساپورتی روان است به کنار...
جنگ اعصابی که این پوششهای استغفراللهی به عزباوغلیها تحمیل مینماید به کنار...
حیایی که خورده شد و گلاب به روتان آبرویی که قی گشت به کنار...
پوششی که به عریانی شبیهتر است تا پوشش هم به کنار...
عالم و آدم به کنار...
خودمان...
باباجان حیا و عفتمان تو این اوضاع قمر در عقرب و شلم و شوربا کدام گوری تپیده و چپیده، الله اعلم...
برچسبها:
یک سوال . آیا شادمهر عقیلی به ایران می آید ؟ آیا قرار است خواننده های لس آنجلسی به ایران بیایند ؟ آیا امکان دارد کنسرت های آنان در ایران بر گزار شود . این ها سوالاتی است که امروزه دربین مردم شایعه شده . پس از بازگشت خواننده هایی چون حبیب و سامان این امکان قوت گرفته که با سیاست باز فرهنگی وزارت ارشاد که از سال گذشته به خواننده های زیادی مجوز داده و حتی قرار است به خواننده هایی چون عماد طالب زاده متین معارفی(دو حنجره) و ... مجوز دهند حالا دیگر نمی توان این احتمال را رد کرد شاید شب بخوابیم و صبح از خواب بلند شویم و هنگامی که بیرون را نگاه می کنیم در روی پوستری نوشته شده باشد کنسرن بزرگ ابی در برج میلاد !!!!!!!!!!! البته که کار خوبی است که شخص جناب آقای جنتی سعی دارند به خواننده های زیر زمینی و رو زمینی مجوز دهند ولی این نکته هم هست که اولا تکلیف کسانی که با مشکلات بسیار داخل کنار آمدند و رنج بسیار دیدند چه می شود آیا نگاه وزارت خانه با این افراد یکسان است ثانیا چونکه این خواننده ها قبلا از ایران رفته اند پس اعتماد دوباره به آنها کمی سخت می شود ثالثا لطفا وزارت خانه ی محترم دستور بفرمایند تا مجوز های دیگران را همچون آقای م .ا را بدهند خیلی تلاش دارد حسابی بنده ی خدارا معطل نکنید . در ضمن آقای عقیلی قبلا آهنگی سیاسی را خوانده بوده لطفا این را در شرایط قبولی نیز قرار دهند . لازم به ذکر است ما خواننده خوب در کشورمان کم نداریم لطفا نگاهتان یکسان نباشد . یا حق
برچسبها:

خدابخواهد ازاین شماره هرباردرباره یکی ازاین گفتگوها برایتان خواهم نوشت.
صالحی شخصیتی بسیار مودب، با اخلاق و همیشه خندان است که همه او را بیش از انکه به عنوان یک آدم سیاسی بشناسند به عنوان یک استاد دانشگاه و شخصیت علمی در نظر دارند، او دومین نفری بود که در شناسنامه به سراغش رفتیم آنهم در زمانی که سکان وزارت خارجه را در دست داشت، طبیعتا مهمترین بخش گفتوگوی ما از مرد اول وزارت خارجه آن زمان، موضوع پیشرفتهای هستهای بود.
علی اکبرصالحی در مدتی که از این موضوع صحبت میکردیم چشم هایش از ذوق و خوشحالی برق می زد اما زمانی این برق چشمها نوعش عوض شد که از او درباره پشت صحنه مذاکرات پرسیدم:« آیا درمدتی که شما عضو هیات مذاکره کننده بودید شده بود به شما یا عناصری از هیات به قصد تهدید و تطمیع نزدیک شوند؟»
وزیرخارجه احمدی نژاد با لحنی دیپلماتیک ابتدا چنین روندی و تلاشی از سوی مقابل یا صریح تر درفضای دیپلماتیک ازسوی هرهیاتی را طبیعی خواند و بعد گفت: گروه مذاکره کننده فقط ان دو یا سه نفری نیست که شما در مقابل دوربین میبینید سربازان گمنام زیادی هستند که تلاش می کنند تا تیم بتواند مذاکره کند طرف مقابل ان سربازان گمنام را میشناسد و گاهی سراغشان می رود و پیشنهادهایی می دهد چون طبیعی است که مثلا نمیتوانند به سمت دبیرشورای عالی امنیت ملی یا افرادی دراین رده بروند.
آنها برخی اوقات به سراغ ما میآیند و میگویند که طرف مقابل بهشان نزدیک شده و چنین پیشنهادهایی داده است که البته چیز طبیعی است و عجیب نیست و خودمان میتوانیم آن را مدیریت بکنیم.
باقی زمان مصاحبه را توی فکر بودم. فکر اینکه عرصه دیپلماتیک چه عرصه پیچیدهای است عرصهای که بیش از آنکه به روی صحنهها متکی باشد بر مدار پشت صحنهها میچرخد و خدا نکند دراین پشت صحنهها اشتباهی رقم بخورد چون درتاریخ این ملت، دیر یا زود، ثبت و ضبط میشود.
برچسبها: